علمیمقالات علمی و پژوهشی

نقش سیاحت در انکشاف افغانستان

 سرمحقق کتاب خان فیضی

نقش سیاحت در انکشاف افغانستان

Abstract

As we know, all the needs and development of a society are fundamentally based on economic growth, which is achieved through various means and methods. Every sector, including the tourism industry, plays a significant role in the development and exploration of a country, leading to economic prosperity, reduction of poverty, and enhancement of economic growth. This article, using a descriptive and analytical method, aims to highlight the importance of Afghanistan is vast cultural heritage and numerous recreational and touristic sites in the development of the country. It is presented to those interested in the science and cultural of this ancient region.

خلاصه 

طوریکه میدانیم تمام نیازمندی و ‌انکشاف یک جامعه به اساس رشد اقتصادی استوار بوده که از راه ها و ‌طرق مختلف اقتصادی زمینه سازی میگردد و هر صنعت منجمله صنعت گردشگری یا توریزم در انکشاف یک کشور نقش به سزایی داشته و باعث کاهش فقر و رشد اقتصاد یک کشور می شود. این مقاله با روش توصیفی، تحلیلی و ‌با هدف استفاده از داشتن میراث بزرگ فرهنگی افغانستان و ‌صدها جاهای تفریحی و سیاحتی که به منظور نقش داشتن انکشاف یک کشور میباشد، تحریر گردیده  که برای علاقمندان علم و ‌فرهنگ این خطه باستانی تقدیم میگردد.

مقدمه

کشور عزیز ما افغانستان از دیر زمانی مهد هنر و ‌هنروری است  و‌ سنت های  بومی و محلی این سر‌زمین در پیوند با تاریخ کهن و موقعیت جغرافیایی پلی بین شرق و ‌غرب بوده که دانشمندان از همین لحاظ این خطه باستانی را چهار راهی بین دول غربی و شرقی دانسته اند، که ازین چهار راه به ویژه  راه ابریشم اموال تجارتی  به کشور های مختلف دنیا به خصوص کشور های چین، هند، فارس قدیم، حوزه مدیترانه سرا‌زیر میگردید‌ و رفت و آمد مسافرین در این خطۀ باستانی نشان دهندۀ توریزم میباشد.

صنعت توریزم بر می گردد به دوره برونز در افغانستان، زیرا راه تجارتی ابریشم در آن زمان وجود داشته و در دوره کوشانیان به نقطه اوج خویش رسیده بود که خوشبختانه از همان تاریخ بدینسو سیاحین، جغرافیه نگاران، مؤرخین و‌‌ فرهنگیان مناطق مختلف دنیا از ساحات و ‌آبدات تاریخی و‌ مناظر طبیعی این سر زمین دید و ‌بازدید می نمایند.

 

 

مبرمیت

نقش توریزم در انکشاف جامعه از اهمیت و ‌مبرمیت خاصی بر خور‌دار بوده و ‌تا کنون پیرامون این موضوع تحقیقات صورت نگرفته،  به نظر من این موضوع کاملاً جدید بوده و قابل تحقیق می باشد.

هدف تحقیق

هدف تحقیق را به اساس سوالات زیر میتوان خلاصه کرد:

1- توریزم چیست و‌ توریست به چه کسی اطلاق می شود؟

2- صنعت توریزم به انکشاف یک کشور چه نقش را بازی کرده می تواند؟

3- آیا افغانستان محلات توریستی منحصر به فردی دارد یا خیر؟

4- راه های حل جلب توجه توریست  را چطور میتوان جستجو کرد؟

5- آیا توریزم به انکشاف یک کشور نقش بسزایی دارد یا خیر؟

روش تحقیق

در این مقاله  تحقیق بر بنیاد مطالعه تحلیلی و توصیفی بر مبنای روش کتابخانه یی و ساحوی یا میدانی صورت گرفته است.

باید دانست که توریست کیست و به چه کسانی توریست گفته می توانیم، بلی اینکه سیاح و ‌یا توریست به کسانی گفته می توانیم که به منظور تفریح، بازدید از نقاط تفریحی و باستانی، معالجه، تجارت، ورزش و زیارت به کشور دیگری سفر نمایند مشروط به اینکه مدت اقامت او از 24 ساعت و حد اکثر یک سال را در بر بگیرد توریست گفته می شود.

تاریخچه توریزم درجهان

توریزم به اساس مسافرت های تجارتی به وجود آمده زیرا تجاران در مناطق مختلف دنیا مسافرت های داشتند و کالا ها و‌ امتعه تجارتی را بین دول مختلف دنیا تبادله کرده و یا هم به فروش می رسانیدند و هم چنان به اساس اعزام نمایندگان یک کشور به کشور دیگر خود نمایانگر روابط دیپلوماسی، تجاری و فرهنگی بوده و باعث رشد  و‌ انکشاف توریزم می شود.

اعزام نمایندگان کشور ها و ‌‌بازدید آن ها از مناطق باستانی، تاریخی، طبیعی، ورزشی و شرکت در مراسم مذهبی در کشور های معروف یونان و روم و یا مسافرت  به منظور خرید و ‌فروش باعث رشد انکشاف یک جامعه شده و صنعت توریزم به وجود آمده است.

در قرون وسطی( قرن 4- 5 میلادی) مسافرت و تجارت اهمیت و رونق خود را از دست داده و بیشتر سفرها با سفارش کلیسای مسیحی برای زیارت انجام می شد.

در نیمه دوم قرن 13 مارکوپولو از اروپا به آسیا سفر کرد و کتابی در باره آن نوشت که نخستین منبع اطلاعاتی غرب در بارۀ زندگی شرق آن زمان بود.( 3: ص2)

در سده چهاردهم مسافرت به قصد زیارت به صورت یک پدیدۀ انبوه و سازمان یافته در آمده بود که شبکه بزرگی از سازمان های خیریه مقامات و طبقات بالای جامعه آن را تشویق به سفر می کردند.

در دوره رنسانس (سده چهاردهم تا هفدهم) بیشتر سفر ها به اهداف کسب علم و‌ دانش و‌ تجربه آموزی انجام می شد. در انگلستان ملکه الیزابت اول برای تربیت و پرورش نمایندگان خارجی، با شکل خاصی از مسافرت موافقت کرد و ‌پوهنتون های چون اکسفورد وکمبریچ در انگلیس، سالامانکا در هسپانیه مخارج و ‌مصارف دانشجویان به صورت کمک هزینه تحصیلی می پرداخت و جواز مسافرت را برای آن ها صادر کرد که تا 2- 3 سال اعتبار داشت و مقدار پول و تعداد اسپ و خدمه نیز برای محصلان در نظر گرفته می شد.

در دوران انقلاب صنعتی (1750-1850) توریست های دست جمعی به مفهوم امروزی به وجود آمد در این دوره کارگران ساده کشاورزی از مناطق روستایی رهسپار شهرها و کارخانه های تولیدی شدند و با شیوه از زندگی و نمونه های آن آشنا شدند. انقلاب صنعتی هم چنان موجب پدید آمدن موتر، ریل و کشتی های که با نیروی بخار کار می کردند و تغییرات  اجتماعی این دوره موجب تغییر مشاغل شد.

تا نیمه اول قرن 19 مردم  عادی هزینه سفر را کم داشتند و مسافرت تفریحی معمولاً در آخر هفته صورت می گرفت؛ در پایان قرن نزده کارگران از تعطیلات سالانه برخور دار شدند.

امریکایی ها فن آوری بانکی را برای توریست ایجاد کردند، سیاحین امریکایی به اروپا سرازیر شد، رشد اقتصادی افزایش پیدا کرد افزایش اوقات فراغت و توسعه شبکه های حمل و نقل سریع و ارزان گردید، شرایطی را به وجود آوردند که باعث رشد بازار یابی در بخش توریزم شد.

گشت  و گذار در همین دوران به صحنه آمد و به تقاضا های سفر پاسخ داد. گشت پرداز ها با تور های جامع(رفت- برگشت_ اقامت) نیز همراه با حمل و نقل هوایی اجاره ای توسعه یافت و در مجموع شرایط سفر تغییر پیدا کرد( 11:  ص 10-11)

تغییرات اجتماعی آن دوره باعث تغییر اقتصادی گردید و این طبقه امکان این را یافت تا سفر زیاد را انجام دهند. در پایان سده 19 کارگران دورۀ رخصتی خود را در کنار دریا ها می گذراندند و ثروت مندان توسط پرواز های هوایی مسافرت می کردند و از تکنولوجی جدید نیز استفاده می بردند.(12: ص12) که تا بالاخره یک سازمان توریزم تشکیل شد.

ساز مان بین المللی توریزم (IUOTO) یا  (International union of official Tra Organization) از سال 1946 به عنوان  موسسه برای حدود  صد سازمان توریزم ملی، فعالیت داشت. سازمان جهانی توریزم طی یک مجمع عمومی فوق العاده توسط اتحادیۀ در سال 1975 در مکزیک برگذار شد، بوجود آمد. روش های اتخاذ شده در طول این جلسه تداوم و فعالیت های بین المللی پایه گذاری شده از جانب اتحادیۀ را تحت نام جدید یعنی سازمان جهانی توریزم به رسمیت شناخت بنابرین سازمان جهانی توریزم با مسولیت های مشخص در زمینه توریزم آغاز به فعالیت کرد. که از طرف مجمع عمومی سازمان ملل متحد با این مشخصات به رسمیت شناخته شد.

این سازمان از سال 1975 به عنوان سازمان بین المللی توریزم(WTO) یا (World Tourism Organization) فعالیت دارد که مقر دایمی این سازمان در شهر مادرید کشور هسپانیا می باشد.

هدف این سازمان فعالیت های اطلاعاتی در زمینه جهانگردی در سطح بین المللی انجام می شود از جمله اطلاعات آماری، قوانین و مقررات مربوط به تسهیلات و رویداد های ویژه را بررسی کرده نسبت به جمع آوری سیستماتیک اطلاعات، تجزیه و تحلیل و به توزیع آن اقدام می نمایند.

فعالیت های تحقیقاتی توریزم شامل بازار ها، تأسیسات خدماتی و تسهیلات سیاحتی، برنامه ریزی علمی منطقوی در رابطه به تبلیغات و بازار یابی ، تجزیه و تحلیل اقتصادی و تهیه مدارک و منابع توریزم که  باعث رشد انکشاف یک کشور می شود، می باشد. این سازمان با همکاری سازمان های ذیصلاح دیگر سعی می نماید که مقررات مربوط به رفت و آمد مرز ها را ساده تر سازد و موانع موجود در انجام مسافرت ها را از میان بردارد، در حال حاضر 150 کشور عضویت سازمان جهانی توریزم را دارا می باشند و در حدود 390 مرکز ساحوی در سطح جهان دارد. همچنان این سازمان دارای کمیسیون های منطقه یی در افریقا، آمریکا، آسیای شرقی، پاسفیک، اروپا، شرق میانه و آسیای جنوبی فعالیت می نماید.(3: ص 6-8)

مجلس این سازمان بعد از هر دو سال دایر می گردد ، رئیس آن بعد از 4 سال تعیین می گردد، لسان های رسمی سازمان متذکره عبارت از عربی، انگلیسی، فرانسوی؛ روسی و هسپانوی می باشد. بودجه این سازمان عمدتاً از حق العضویت های به دست می آید که بر اساس شاخص های ملی اقتصادی و اهمیت توریزم در هر کشور تعیین  و باعث پیشرفت آن می گردد.

اداره توریزم در افغانستان عضو سازمان جهانی توریزم است که سالانه 26779 یورو را به سازمان جهانی توریزم انتقال میدهد.

در ارتباط به این موضوع، باستانشناسی نقش کلیدی را ایفا می نماید، زیرا باستانشناسی به طور مستقیم قادر به تولید مالی در سطح ملی نیست، اما نقش باستانشناسی و یافته های باستانشناسی  که از اثر کاوش های باستان شناسی  بدست می آید، در آن اشتغال زایی بوجود آمده و مردم مصروف کار میگردند و مقدار معاش را بدست می آورند. از جانبی هم در جذب گردشگری می توان به نقش کلیدی باستانشناسی و فعالیت های آن در اقتصاد کشور  و جلب توریزم پی برد. به طور مثال درآمد سه ملیارد دالری کشور مصر از در آمد باستانشناسی و صنعت توریزم  در سال 1995 و ‌همچنین کسب هنگفتی ثروت مشابه  کشور ترکیه از همین راه، گواه این مدعا میباشد.(6: 107- 117)

به هر صورت زمانی کار در عرصۀ علم باستانشناسی و تثبیت محلات باستانی در ارتقاء امورات فرهنگی، اجتماعی سیاسی و‌ به ویژه در بخش اقتصاد رول بسزایی را بازی می نماید، که عمل کرد آن به بخش توریزم و‌ تأثیری که در رشد اقتصادی یک جامعه دارد، ‌کاملاً نمایان است. در این صورت جایگاه والای آن در جامعه تثبیت شده و‌ به حفظ و ‌احیای میراث فرهنگی نیز کمک خواهد کرد.گردشگری و بهره برداری ازین جریان اجتماعی پوشش جدیدی هم برای معرفی گسترده تر میراث فرهنگی و آثار به جا ماندنی هر کشور و هم برای بهره گیری اقتصادی گوناگون میباشد. یکی از بنیان های مهم گردشگری داشتن جاذبه های فرهنگی و ‌میراث باستانی است. صنعت گردشگری و‌‌‌ سیاحتی از ارکان مهم باستانشناسی  بوده که بر پایه تجارت و مسافرت و بدست آوردن مقدار  سرمایه  استوار میباشد، این موضوع را کارشناسان امور اقتصادی با تأکید برجنبه های مختلف گردشگری نقش آنرا در پویایی اقتصادی بسیار مهم دانسته اند.(1:صص 64-45  )

طوریکه در بالا تذکار یافت اکنون در سراسر جهان اشکال اصلی توسعۀ اقتصادی، ترویج توریزم فرهنگی است. توریزم فرهنگی به معنی مسافرت به منظور کسب اطلاع از فرهنگ های گذشته و‌ منقرض و یا معاصر و ‌زنده است.( 2:ص 7) منابع فرهنگی از جمله ساحات باستانی و ‌‌آبدات تاریخی، یکی از عوامل اساسی در جذب گردشگر ی هستند و‌ طی چندین دهه گذشته تلاش های زیادی برای توسعۀ این مکان ها انجام شده است. از اینرو کاوش های باستان شناسی که یکی از محور های اصلی باستان شناسی است با به کار گیری روش ها و تکنیک های باستان شناختی گذشته ملت هارا بازسازی و میراث انسان ها را معرفی می کند و به این طریق یکی از عناصر اصلی در ترقی فرهنگ و جذب توریزم  و تقویۀ بنیه مالی و انکشاف یک کشور است.

بر اساس آمار رسمی سازمان جهانی یونسکو تعداد گردشگران از 25 میلیون نفر در سال 1950 به 567 میلیون نفر در سال 1995 رسیده، یعنی 20 برابر شده است که این خود نقش توریزم را در انکشاف یک کشور نشان میدهد. بنابر پیش بینی سازمان جهان گردشگری در سال 2000 – 2010میلادی به ترتیب نزدیک به 600 – 940 میلیون گردشگر در جهان سفر کرده است.( 13:ص 177) شورای جهانگردی و مسافرت تخمین زده است که 10/9 در صد از کل تولید ناخالص در جهان صنعت گردشگری انجام میشود؛10/7 در صد کل اشتغال و11/4 در صد سرمایه کل تولید ناخالص جهان در صنعت گردشگری و خدمات بوده است. آمار نشان میدهد که بی تردید گردشگری یکی از بخش های مهم اقتصاد جهان است. در آمد گردشگری بین المللی به مرز 115 میلیارد دالر در سال 1995 رسید، که 41 در صد آن ازین در آمد در 12 کشور در حال توسعه و60 در صد آن در 20 کشور اول متمرکز شده است.(2:ص 7)

 صنعت توریزم در انکشاف افغانستان

افغانستان به عنوان یک کشور باستانی و ‌تاریخی که مدنیت های قبل از اسلام و‌ دوره اسلامی را در آغوش  پرورانیده و به حیث یک کشور کوهستانی و ‌اتصال دهندۀ کشور های جنوب آسیا و‌ آسیای مرکزی و ‌هم چنان از طریق راه ابریشم وصل کننده کاروان های تجارتی منطقه وی و جهانی در محراق سیاحین بین المللی از زمان های خیلی دور بدینسو قرار گرفته است که از آن جمله یکی هم هرودت مؤرخ یونانی متولد 484 ق . م بود که به افغانستان سیاحت کرده است. بعد از انتشار دین مبین اسلام سیاحانی چون یعقوبی، ابن خرداد، معروف به بلاذری… از افغانستان بازدید نموده اند که شرح مشاهدات خود را از طبیعت زیبای این کشور، اوضاع جغرافیایی، تاریخی، در صورت الارض، معجم البلدان و …. به رشته تحریر در آورده اند.(  5: صص 207-209)

از معروفترین سیاحانی که از افغانستان دیدن نموده میتوان از شی فاهیان، سونگ ین، وانگ هیون تسو، هیون تچاو و ‌شوان زانگ سیاح چینی، مارکوپولو سیاح ایتالوی، مونت استوارت الفنستون، ربرت بایرون… نام برد که هرکدام از خاطرات و‌ شرح مشاهدات خود را در موضوعات تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی، مردم شناسی، آثار باستانی و‌‌ بناهای تاریخی، معماری اسلامی، اوضاع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ‌‌فرهنگی روزگار افغانستان را در قالب کتاب ها و ‌سفرنامه های خویش چاپ و ‌نشر نموده اند.

در نیمه دوم قرن 13 ماکوپولو از اروپا به آسیا مسافرت کرد وکتاب او نخستین منبع معلوماتی غربیان در باره زندگی مشرق زمین در آن دوران بود.( 3: ص 16)

همچنان مردم افغانستان به سیر و سیاحت بسیار علاقمندی داشتند یکی از سیاحان مشهور این سرزمین ناصر خسرو بلخی است که در بلخ در سال 394 ﻫ ق زاده شد و‌ سفرنامه  دل انگیزی را نوشت. ابو ریحان بیرونی از دیگر سیاحان این سرزمین بود که در سال 362 ﻫ ق در شهر خیوه به دنیا آمد و‌ در سال 430 در شهر غزنه وفات کرد و ‌در همان جا دفن گردید. بیرونی همرکاب سلطان محمود بود. وی در نتیجه سفرهای خود به سمنان، خوارزم و‌ هند نقشه های زیادی در تعیین راه ها، موقعیت اماکن و خصوصیات مردمان تهیه و‌ نوشته است.(3: ص 15)

بعد از جنگ جهانی دوم توریزم در افغانستان به عنوان یک صنعت مورد پسند مردمان دنیا قرار گرفت و‌ این کشور بعد از سال 1850به عنوان یکی از مراکز توریستی جهان مبدل شد( 4: ص 197) و‌ مردم افغانستان با فرهنگی عالی خویش از آن ها پذیرایی نمودند. بادر نظر داشت جاذبه های توریستی در افغانستان حکومت افغانستان متوجه شد تا موسسه توریزم را تأسیس نماید که برای بار نخست صنعت توریزم در افغانستان در سال 1337 – 1958 میلادی پایه گذاری شد  اداره گرځندوی در چوکات وزارت اطلاعات و فرهنگ  به سرمایه چهار میلیون افغانی تأسیس گردید.(7:   73-74)

اولین گروپ سیاحین به تعداد436 سیاح و‌ جهانگرد وارد افغانستان شد‌ و از مناطق مختلف افغانستان بازدید نمودند و‌‌ با بوجود آمدن این موسسه تعداد جهانگردان روز افزون گردید،  در سال 1345 خورشیدی فعالیت موسسۀ گرځندوی رونق پیدا کرد  و ‌تشکیلات آن به 134 نفر و ‌مجموع و‌سایط به 27 عراده رسید. در سال 1350 تعداد وسایط به 58 عراده بالا رفت و خدمات را توسعه داد که نظر به سند  موجود در وزارت اطلاعات و فرهنگ تعداد سیاحین به 113000 نفر رسید که به همین اساس آمار بازدیدکننده گان در سال 1356 ﻫ – ش به 183600 نفر تخمین شده است.( 8:ص 78)  بنا بر قول سازمان جهانی گرځندوی، افغانستان  در سال 1357 و۱۳۵۸  هـ ش مطابق (۱۹۷۹- 1980) در پهلوی (۱۰۲)کشور خارجی جهان مانند ایران، پاکستان، بنگله دیش، هندوستان، سریلانکا، مالدیو و نیپال وغیره عضویت سازمان جهانی توریزم را کسب نمود و به حیث عضو فعال کمیسیون جنوب آسیا گام نهاد و زمینه تسهیلات لازم را در عرصه انکشاف صنعت توریزم در افغانستان فراهم ساخت و عواید خوبی را به دست آورد و افغانستان را از نظر تمدن، تاریخ، فرهنگ، میراث های باستانی و فرهنگی به جهانیان معرفی نمود.

در سالهای (۱۳۵۰ هـ.ش) مطابق (۱۹۷۱م ) سیاحت منبع مهم عایداتی و تبادله اسعار خارجی را تشکیل میداد سالانه در حدود (۹۰۰۰۰) الی (۱۲۰۰۰۰) توریست از افغانستان دیدار به عمل آوردند. ( 7:ص 208) عوامل جنگ باعث کاهش جهانگردان درکشور گردید و صرف درسال 1370 خورشیدی به تعداد 8000 جهانگرد از افغانستان دیدن نمودند، که در آمد حاصل آن یک میلیون دالر بود.(10:ص 2)

اما با آغاز جنگ ها جهانگردان خارجی وارد کشور ما نشدند، آثار باستانی فراوان و مناطق توریستی به شدت آسیب دیدند. اما سال 2000 ميلادی یک بار دیگر گردشگران خارجی وارد این کشور شدند اما نه به میزان سابق. با تداوم جنگ میان شورشیان و افزایش نا امنی ها در این کشور یک بار دیگر صنعت توریزم به فراموشی سپرده شد و ترس از آمدن به افغانستان بیشتر گردید.

اما در ین اواخر طبق تحقیقاتی که در مورد بهبود گردشگری صورت گرفته كه تعداد سیاحین در سال ۱۳۹۵، ۲۲۱ هزار توریست خارجی که حدود دو‌برابر سال های ۱3۵۰ خورشیدی می شود، از افغانستان دیدار کرده اند كه انكشاف افغانستان را  در عرصۀ توريزم نشان میدهد. https://www.pajwok.com) ) که میزان در آمد اقتصادی را دوچندان افزایش داده است.

مناطق توریستی و ایجاد پارک های تفریحی وباستانشناسی

افغانستان با داشتن هوای مناسب و مناطق توریستی از اهمیت خاص در صنعت جهان گردی به حساب می رود، زیرا فیصدی زیاد اراضی این کشور کوهستانی بوده و ‌‌دارای مناظر طبیعی مثل دره ها وکوهای سرسبز و سر به فلک میباشد. به طور مثال میتوانیم از مناظر طبیعی نورستان، ننگرهار، پامیر، واخان، بند امیر بامیان، آریوب ځاځی پکتیا، ولایات کابل، پروان، کاپیسا، هرات باستان، بلخ تاریخی، تخار و بدخشان، لوگر، غزنی، کندهار و‌ زابل، میدان وردک و بادغیس و سایر ولایات افغانستان نام برد که دارای مناظر طبیعی و ‌آثار باستانی و ‌تاریخی بوده و میتوانند زمینه ساز جلب توریزم و‌سیاحین شوند که از همین طریق میتوان راه انکشاف و ترقی افغانستان را جستجو کرد.

همچنان سرمایه گذاری مالی ضروری برای ایجاد پارک های باستانشناسی به شکل اساسی صورت گرفته است ، چرا که پارک های باستانشناسی می توانند مقاصد جدید در خدمت گردشگران باشند. همچنین توسعه ی منابع اقتصادی و ابزاری برای تفسیر گذشته است.  پارک های باستانشناسی بر اساس اهداف از قبل تعیین شده میتوانند متفاوت و متنوع طراحی شوند.  پارک های باستانشناسی اهمیت ویژه ای در درک ارزشهای میراث فرهنگی برای کشور ها داشته است همانند ارزشهای زیبای شناسی، اجتماعی فرهنگی و مهمتر از همه اقتصادی .پارک های باستانشناسی، محصول دست باستانشناسان در زمینه عینیت بخشی به میراث فرهنگی هستند  در واقع ایجاد مکان های میراث فرهنگی برای تقویت و ارتقاء هویت جمعی یک کشور یا منطقه تلقی می شوند، به این مفهوم که خلق میشون.  بنابراین، پارک های باستانشناختی، وابسته به مکان خاصی که آثار تاریخی داشته باشد یا محوطه یا آثار باستانی ثابت باشند به وجود نمی آیند. بلکه در واقع این پارک های فرهنگی به طور کامل از آثار مؤثر و شاخص از عناصر تاریخی بشکل جمع و در یک مکانی برای معرفی و یا در یک محوطه های برای نمایش بر اساس ترتیب تاریخی به صورت طبقه بندی شده و بر مبنای موضوعات از قبل تعین شده عرضه و ارائه می شوند.، مثال خوب آنرا در شهرهای نارا، اسکا، اوساکا و توکیو جاپان ملاحظه کرده میتوانیم. ایجاد پارکهای باستانشناسی نشان میدهد که مهمترین و اصلی ترین فرآیند ایجاد پارک ها ( موزیم غیر منقول) به منظور تقویت هویت یک کشور و بیان کننده تولیدات صنایع فرهنگی و دستی،» تفسیر میراث فرهنگی برای مردم « و مهمترایجاد » شغل و زمینه کار» از طریق منابع باستانشناسی میباشد.( سایت انترنتی bafkhami@uma.ac.ir).

متأسفانه به اثر جنگ های داخلی و مداخله کشورهای خارجی نتوانستیم  ساحات باستانی هده ولایت ننگرهار و مجسمه های بودای ولایت بامیان را حفظ نماییم، که این ساحات از جمله پارک های باستانشناسی ( موزیم غیر منقول) در سطح منطقه بوده که نظیر آن تا کنون در کشور های همجوار کشف نگردیده. ولی با آن هم در ساحات باستانی بامیان مناطقی چون مغاره های دره علی یکاولنگ، ساحات باستانی کلیگان، چهل برج، شهر غلغله تا کنون محفوظ بوده و  منحیث یک پارک باستانشناسی  بروی توریزم فرهنگی باز میباشد.(9 :صص 53-79)  جهانگردان میتوانند از ساحات متذکره بازدید نمایند. نظر به همین اساس گفته میتوانیم با آمدن گردشگران بنیه مالی و اقتصادی آن ساحه تقویت میگردد. همچنان باید گفت که همانند این ساحۀ باستانی، ساحات بیشماری در کشور ما وجود داشت که متأسفانه در چند دهه اخیر یا به تاراج رفته و یا هم تخریب گردیده است که میتوان ساحه باستانی و‌ آثار میرزکه ولایت پکتیا را مثال داد. اما خوشبختانه در کابل ساحاتی چون تپه مرنجان، بالاحصار، مقبره تیمور شاه، تپه نارنج، قول حشمت خان، خواجه صفا، باغ بابر، تپه سکندر،کنجکی، طاق ظفر پغمان و گلدره موجود میباشدکه میتوان  در قدم نخست ساحات متذکره را مرمت کرد و سپس به حیث پارک و یا موزیم غیر منقول جهت بازدید جهانگردان و گردشگران داخلی و خارجی استفاده نمود. همچنان ساحات مختلف هرات، هلمند و بلخ نیز  میتواند شامل پارک های باستانشناسی گردد.

نقش توریزم در کاهش فقر و انکشاف جامعه

سیاحت درکشور های فقیر باعث کاهش فقر می گردد ، زیرا سیاحین زمانی که به یک ساحه فقیر نشین سفر می کند طبعاً بعضی اشیا را از نزد مردم خریدار ی می نمایند ویا هم اتاق های را به منظور گذاشتن شباروزی خویش به گرایه می گیرند ویاهم غذا های را از محل خریداری می نمایند که  این  خود باعث کا هش فقر گردیده و در تقویه اقتصاد آن محل می افزایدو از نظر کار گذاران ، سیاحت دارای سه جزابیت است:

1- سیاحت بخش مهم اقتصاد کشور های فقیر را تشکیل میدهد. هرچه مجموعه در آمد سیاحت همانند فعالیت های اقتصادی خیلی ها عام در کشور های غنی متمرکز اند و سیاحت در کشور های فقیر نسبت به کشور های غنی مهم تر به نظر می رسد، مثل افغانستان که از لحاظ مناطق گردشگری حایز اهمیت بوده ولی از نگاه اقتصاد در رده های پایین تری قرار دارد که میتوان از طریق جلب سیاحین به کشور به انکشاف افغانستان توجه جدی نمود.

2- با کسب رو به رشدی از بازار سیاحت از طرف کشور های در حال انکشاف مثل کشورما افغانستان، دور نمایی طولانی مدت برای رشد نسبتاً محکم به نظر می رسد.(3:ص95 ) اشتغال در خدمات سیاحتی تنها بخش اقتصادی است که میتوان از این طریق به سیاحت توجه کرد.

3- اینکه برای کار گزارانی که به فقر توجه دارند توریزم ساده ترین مسیر است و تحت شرایط معینی، میتواند به طور بارزی فقر را منتفع سازد. برعلاوه، تعدادی از راهبرد ها می توانند حسن منافع را برای فقرا ارتقا بخشند.( 13: ص 29-31.)

انکشاف این صنعت باعث افزایش هزینه های ملی و محلی شده در کاهش امکان دسترسی به منابع و در هم گیسختگی پیوند های اجتماعی و فرهنگی نقش به سزایی داشته است. مشکلات اقشار فقیر تر را از بین برده و برای مردم زمینۀ اشتغال زایی را مهیا می سازد. با طرح راهبردهای مناسب و دقیق می توانند از خسارات آنها جلوگیری نمود. این منابع ممکن است اقتصادی باشد یا احتماعی و یا فرهنگی. تجارب دیگر کشور ها نشان داده است که در مقایسه با سایر صنایع، سیاحت اهداف بهتری برای تأمین منافع اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مردم دارد و در از بین بردن فقر نقش مهمی در انکشاف جامعه دارد. بسیاری از مشکلات بر توسعۀ سیاحت در دوران جهانی سازی نیاز به بیشتر فعالیت های توسعۀ اقتصادی نیز دارد:

1-  سیاحت یک صنعت پُرتنوع است و به این لحاظ قلمرو گسترده فعالیت و مشارکت اقشار مختلف را فراهم می سازد.

2- در صنعت سیاحت مشتری به سوی محصول می آید و این امر فرصت های برای کسب منفعت و ارتباط به وجود می آورد (مثلاً سوغات فروشی وغیره) که این خود به انکشاف یک جامعه نقش مهمی را بازی می کند.

3- سیاحت به شدت وابسته به سرمایه طبیعی و فرهنگی است این تنها و حد اقل مهم ترین دارایی فقرا می باشد. حتی در شرایطی که هیچ منبع مالی نداشته باشند. بزرگترین منبع عوایدی محسوب می شود.

4- توریزم در توسعه صنایع و در منابع بیشتر تأثیر دارد.

5- در قبال سایر صنایع عصری سهم بیشری از منابع توریستی ( شغل، فرصت های معاملات خرده فروشی) به زنان فراهم می گردد.( 3: ص97)

در این دوران توریزم به ویژه توریزم سبز مورد توجه جدی همه کسانی که در بخش توسعه اقتصادی فعالیت دارند قرار گرفته است. دلایل این توجه به اهمیت و قابلیت این صنعت در موارد ذیل است:

الف- توریزم سبز ابزار مناسبی برای کاهش فقر و محرومیت است.

ب- قادر به خلق فرصت های نوین شغلی و درآمد های محلی ماندگاری برای ساکنین محلی است.

ج- جایگزین مطلوبی برای اشتغال طاقت فرسایی نظیر معدن و جنگلداری است.

د- در احیای اصالت و سنت های فراموش شده فرهنگی و احترام بخشیدن به سنن موجود می تواند نقش مؤثری را ایفا کند.

و- فرایند وفاق ملی؛ امنیت و صلح را تسهیل می کند.

ه- به نابرابری های جنسیتی در محیط های اشتغال کمک می کند.

عامل دیگر عبارت زیر ساخت ها، پل، جاهای تفریحی و سیاحتی،  ترمیم باغ های تاریخی، نهر ها، دریاها و جوی بارها  که قدامت تاریخی داشته باشد به انکشاف توریزم میتواند کمک شایانی نماید.

 

نتیجه گیری

از نوشته های فوق نتیجه گرفته میشود که افغانستان برعلاوه از داشتن ساحات تفريحي و طبیعی آثار باستانی نیز در بطن خویش پرورش داده و همه ساله جلب توجه جهانگردان و توریزم را می نماید، این آثار توسط باستانشناسان داخلی و خارجی از دل خاک بیرون آورده شده، یا به موزیم منتقل گردیده و یا هم در ساحات  منحیث موزیم غیر منقول که باستانشناسان آنرا پارک های باستانشناسی نیز نامیده اند،‌ قرار دارند. سالانه به اثر تدویر نمایشگاه ها در داخل و خارج کشور و هم چنان به اثر بازدید سیاحین، جهانگردان از ساحات مختلف افغانستان  و به ویژه ولایات نورستان، بلخ ،بامیان، کندهار، ننگرهار و هرات مقدار هنگفتی پول بدست می آید، این روند در بنیه مالی و اقتصادی رول به سزایی داشته و گراف در آمد اقتصادی کشور  را بالا برده و‌ نقش کلیدی را در انکشاف افغانستان بازی می نماید.

همچنان تقویه و انکشاف سیاحت باعث کاهش فقر و بیکاری در یک جامعه می گردد، زیرا زمانیکه گردشگران به یک محل می روند باعث تقویه همان محل می گردد که میتوان از صنعت و پیشه مردم  یاد آوری نمود به طور مثال گردشگران از محلاتی که دیدن می نمایند، اشیای مورد نظر خویش را خریداری نموده و از ترانسپورت آن محل نیز استفاده می نمایند که به همین اساس میزان رشد اقتصادی یک جامعه انکشاف می یابد.

 

پیشنهاد ها

1-  از مقام محترم وزارت اطلاعات و ‌فرهنگ و‌ سایر نهاد های فرهنگی به ویژه (یونسکو) تقاضا به عمل می آید در حفظ و ‌نگهداشت آثار باستانی  افغانستان توجه جدی را رویدست  گرفته و‌‌ زمینه جلب توریزم را مساعد سازند.

2- از مقام محترم وزارت اطلاعات و فرهنگ تقاضا به عمل می آید تا زمینه ایجاد پارک های باستانشناسی را مهیا ساخته تا سیاحین بتوانند از آنها دید و بازدید نمایند.

3- از مقام محترم اکادمی علوم افغانستان خواهشمندیم تا دیپارتمنت توریزم را در چوکات مراکز تحقیقات کوشانی و باستانشناسی ایجاد نمایند، تا در مورد صنعت توریزم و گردشگری تحقیقات همه جانبه صورت گیرد.

 

مآخذ

1- پایلی یزدی، محمد حسین، مهدی سقایی. ماهیت و مفاهیم گردشگری، چاپ دوم، ایران، تهران، 1386.

2- حسین زاده، ساداتی، سید جواد ووثوق، الهام. «کارکرد های باستانشناسی درجوامع امروز» مجله پژوهش های باستانشناسی مدرس، سال دوم و سوم، شماره چهارم و پنجم، ایران،تهران  سال 90-1389.

3- عزیزی، مرتضی. نقش سیاحت در انکشاف جامعه، کابل: مطبعه آزادی، 1396.

4- عظیمی، محمد عظیم. جغرافیای توریستی افغانستان، انتشارات خراسان، 1391 .

5- عظیمی، محمد عظیم. اکوتوریزم درافغانستان، انتشارات سراج،1391.

6- علیزاده، عباس. «چرا باستانشناسی؟» مجله میراث فرهنگی، شماره 12، ویژه نامه نخستین گردهمایی پس از انقلاب ایران،1373.

7- غرغشت، محمد ناصر.  رهنمای کابل ، کابل:مطبعه دولتی ، 1345.

8- فیضی، کتاب خان. « جاذبه های جهانگردی در کابل» مجموعه مقالات  چهارمین سمینار میلاد کابل، مطبعۀ حبیب الله حسیب ، 1392.

9- فیضی، کتاب خان. «گزارش علمی تیم مشترک افغان – جاپان از ولایات بامیان،سرپل،جوزجان بلخ و دره کاشان ولایت غور» مجله باستانشناسی افغانستان، دور سوم، شماره پنجم، 1386.

10- فیضی،حسیب الله. «تاریخچه مختصر جهانگردی در افغانستان»،گاهنامه میراث های فرهنگی، شماره  نهم،1392.

11- کاظمی، مهدی. مدیریت گردشگری، چاپ پنجم، تهران، 1391.

12- مجله گرځندوی. «تاریخچه سازمان جهانی توریزم» شماره اول، سال 1390.

13- میچل، جانتان واشلی، کرولاین. توریسم وکاهش فقر، ترجمه: علی شکوری، چاپ اول، 1392.

14- یونسکو. راهبرد های علمی توسعه فرهنگی، ترجمه محمد فاضلی، ایران، تهران، تبیان، 1379.

سایت انتر نتی:

15- بهروز افخمی، سایت bafkhami@uma.ac.ir)  (،ساعت 9:9 ،22 جنوری 2018.

چهارشنبه ۴ دلو ۱۳۹۶ کابل ۰۲:۳۰

16- ناهید بشر دوست، خبر نگاری پژواک،برگرفته از سایت (  ۴ ميزان96https://www.pajwok.com )، تاریخ مراجعه: 10/5/1402.

17-  تورزیم واهمیت آن ، رایود آزادی ، بر گرفته شده از سایت:(// https://da.azadiradio.com/a/27165659.html)، تاریخ مراجعه:2/4/1402.

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
رفتن به نوار ابزار