داستان
-
۱۴۰۵-۰۸-۰۱1رباب واصل
رباب واصل حسین فخری من و یوسف هفته ای سه روز درس رباب داشتیم استاد در نظر ما مرد بزرگی بود. بسیار شیرین…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۷-۱۶42ققنوس
ققنوس یک داستان کوتاه نوشته حسین فخری گویند ققنوس چون هزار ساله شود خودش را بسوزد و از خاکسترش تخمی پدید آید…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۶-۳۰66صدای نسترن
صدای نسترن داستان کوتاه نوشتهٔ نعمت حسینی گاهی بعضی صداها برای شنیده شدن به دنیا نمیآیند؛ برای ماندن میآیند؛ برای آنکه سالها…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۶-۱۵136آخرین یادکننده
آخرین یادکننده داستان کوتاه نوشتهٔ نعمت حسینی هر جمعه، پیرمردی از کوچهٔ شما بیرون میشد و به طرف قبرستان میرفت. یک بوتل آب…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۶-۰۳178آخرین شاخه
آخرین شاخه درخت، نه بسیار بلند بود و نه بسیار کوتاه گذشت سالها و شدت گرما و سرما و بی آبی، طراوت و…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۵-۱۵113داستان کوتاه بیبی رادو جان
داستان کوتاه بیبی رادو جان نويسنده: رسول موفق زاده زمانیکه نام رادو جان را می شنویم تصور می کنیم قصه عشق یک دختر…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۵-۰۱134بَبُو
بَبُو داستان کوتاه از ایشور داس قلهی کوه آسهمایی انتظار بوسهی خورشید داشت. پس از لختی خورشید، ابرهای دودزده، شوکت شفاف آسمان را…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۴-۱۶212سحر
سحر یک داستان کوتاه نوشته، محمد عبد القادر آرزو خواجه ویس الدین مرد سحر خیز بود، عادت داشت سحرگاه از همه جلو تر…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۳-۳۰342نفس های گرم رفاقت
نفس های گرم رفاقت تابستان آن سال گرم تر از همیشه بود. خورشید از آغاز صبح بر سقف های شهر می تابید و…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۳-۱۵334داستان عاشقانه بیبی مهرو
داستان عاشقانه بیبی مهرو کابل زمین در دل تاریخ فرهنگی خود، قصه های مکنون دارد که روایت آنها خالی از عبرت و اندرز…
بیشتر بخوانید »