داستان
-
۱۴۰۵-۰۶-۱۵4آخرین یادکننده
آخرین یادکننده داستان کوتاه نوشتهٔ نعمت حسینی هر جمعه، پیرمردی از کوچهٔ شما بیرون میشد و به طرف قبرستان میرفت. یک بوتل آب…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۶-۰۳48آخرین شاخه
آخرین شاخه درخت، نه بسیار بلند بود و نه بسیار کوتاه گذشت سالها و شدت گرما و سرما و بی آبی، طراوت و…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۵-۱۵22داستان کوتاه بیبی رادو جان
داستان کوتاه بیبی رادو جان نويسنده: رسول موفق زاده زمانیکه نام رادو جان را می شنویم تصور می کنیم قصه عشق یک دختر…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۵-۰۱33بَبُو
بَبُو داستان کوتاه از ایشور داس قلهی کوه آسهمایی انتظار بوسهی خورشید داشت. پس از لختی خورشید، ابرهای دودزده، شوکت شفاف آسمان را…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۴-۱۶128سحر
سحر یک داستان کوتاه نوشته، محمد عبد القادر آرزو خواجه ویس الدین مرد سحر خیز بود، عادت داشت سحرگاه از همه جلو تر…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۳-۳۰237نفس های گرم رفاقت
نفس های گرم رفاقت تابستان آن سال گرم تر از همیشه بود. خورشید از آغاز صبح بر سقف های شهر می تابید و…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۳-۱۵245داستان عاشقانه بیبی مهرو
داستان عاشقانه بیبی مهرو کابل زمین در دل تاریخ فرهنگی خود، قصه های مکنون دارد که روایت آنها خالی از عبرت و اندرز…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۲-۳۰351یاد کودکی
یاد کودکی یک داستان کوتاه شماره دوم نوشته: اکرم عثمان یاد کودکی مثل آهنگ خواب آور جویباریست که از جنگل دوری به گوش…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۵-۰۲-۱۵275دوستی از شهر دور
دوستی از شهر دور لختی از بازی دست کشیدیم و کسانی را که از پیش روی ما میگذشتند، خیره خیره نگریستیم: دو مرد،…
بیشتر بخوانید » -
۱۴۰۰-۱۲-۲۱795داستان های تاریخی
داستان تاریخی اول: روزی ناصرالدین قاجار وهمرامانش رفتند به باغ دوشان تپه، نهال گل سرخ قشنگی جلوی عمارت، نظر شاه را جلب کرد،…
بیشتر بخوانید »