اجتماعی
زیارت خواجه دوست خاوند ولی

زیارت خواجه دوست خاوند ولی
بیایید در زمان سفر کنیم؛ به اواخر دههی چهل خورشیدی. اگر در ده افغانان فرود بیاییم، با چنین صحنهای روبرو خواهیم شد؛ روزگاری که هژده منزله بنا نشده بود، و زیارت خواجه دوست خاوند، با گنبدی آهنپوش سیمای متفاوتی داشت. در یکسو هم ایستگاه بسهایی بود که مسافران را به خیرخانه میرساند. در سوی دیگر هم حمام نمره و سرای تجارتی قالین.
در این نوشته، در مورد پیرامون زیارت در دههی پنجاه و خواجه دوست خاوند میخوانید.
در این مستندسازی از منابع تاریخی و روایتهای محلی استفاده شده است.
کابل؛ زیارت خواجه دوست خاوند ولی، دهه ۵۰ خ
نویسنده: سروش مهرنوش نیکزاد
این تصویر نمای قدیمی از زیارت خواجه دوست خاوند ولی در ده افغانان کابل است؛ روزگاری که ساختمانی هژده منزله اعمار نشده بود و زیارت در پیشروی حمام نمره و سرای تجارتی قالین ده افغانان قرار داشت. اکنون این زیارت در حاشیهٔ جنوبی پارک زرنگار و در ساختمان وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی قرار گرفته و گنبد آهنپوش آن وجود ندارد. در دورهٔ ریاست جمهوری داکتر نجیبالله، مرقد خواجه دوست خاوند با احجار قیمتی کابل بازسازی یا تزئین شد و لوحی نیز در آن قرار گرفت.
با توجه به نوع موترها، بس شهری و سیمای سرک و محله، این تصویر به احتمال زیاد مربوط به دههٔ ۱۳۵۰ خورشیدی است.
در آن سالها، اطراف زیارت هنوز یکی از بخشهای پررفتوآمد شهر بود. در این تصویر، گنبد آهنپوش و ستونهای زیارت در کنار سرک دیده میشود و در اطراف آن بسهای شهری، موترهای شخصی، بایسکلسواران و مردم پیاده در رفتوآمد اند. در روایتهای محلی، این محل از جمله ایستگاههای رفتوآمد بسهای خیرخانه نیز یاد شده است؛ به همین دلیل، در ساعات روز اطراف زیارت معمولاً رفتوآمد زیادی داشت.
پیش از ایجاد پارک زرنگار و تغییرات بزرگ شهری، این ساحه بخشی از ده افغانان قدیم بود؛ جایی با خانههای نزدیک به هم و بازارهای محلی. در این قسمت، مارکیت تجارت قالین نیز قرار داشت و ده افغانان یکی از مراکز شناختهشده خرید و فروش قالین در کابل به شمار میرفت. بعدها با اجرای طرحهای شهری، بسیاری از خانهها و بناهای قدیمی از میان رفتند و ساختمانهایی مانند پشتنی تجارتی بانک، هوتل سپینزر و وزارت اطلاعات و فرهنگ در اطراف آن ساخته شدند. در سوی دیگر نیز پارک زرنگار با جوی آب روان شکل گرفت. (۳)
در مورد خواجه دوست خاوند بدانید:
نام اصلی او محمد بن احمد الحصاری بود و از رجال آگاه دورهی ظهیرالدین محمد بابر بهشمار میرفت. وی از جمله خلفای خواجه بهاءالدین نقشبند بوده و در سال ۸۳۲ هجری قمری وفات یافته است. در بابرنامه او به بالقاب «هدایتمآب، ولایتانتساب» یاد شده است. (۱)
ارتباط او با طریقت نقشبندیه
جزئیات بیشتری دربارهٔ زندگی و سیر عرفانی او در مزارات شهر کابل، با نقل از کتاب «نسماة القدس» تألیف شیخ هاشم کشمی، آمده است. (۲)
بر اساس این روایت، محمد بن احمد الحصاری، مشهور به دوست خاوند، از منسوبان و پیروان حضرت خواجه بهاءالدین نقشبند بوده و مراحل سلوک و تربیت عرفانی را نزد او فراگرفته است. سپس به فرمان مرشد خود نزد خواجه محمد پارسا رفته و از او اجازهٔ مطلق برای ارشاد و هدایت مردم دریافت کرده است.
به سبب ارشاد و تربیت او، شمار زیادی از مردم از وی بهره گرفته و «جهانی از ایشان منور گردید». همچنین نوشته شده که بخش عمدهٔ زندگی او در بلخ و نواحی اطراف آن سپری شده است.
از سخنان منسوب به خواجه دوست خاوند دربارهٔ خاموشی نیز چنین نقل شده است که خاموشی باید با یکی از سه حالت همراه باشد: نگهداشتن دل از خطرات و وسوسهها، فرو رفتن سالک در ذکر قلبی، یا مشاهدهٔ احوالی که بر قلب انسان میگذرد.



