طنزی

کوتاه نویسی دشوار است

سمیون اندورسکی(شوروی – سابق)

کوتاه نویسی دشوار است

سمیون اندورسکی(شوروی – سابق)

مقاله نویس وارد دفتر مدیر مسوول روزنامه شده گفت:

موضوع جالبی دارم و میخواهم درباره آن برای تان بنویسم. فقط میخواهم بپرسم که چند صفحه باشد ؟ هفت صفحه درست است؟ سه روز بعد مقاله را تکمیل مینمایم.

مدیر مسوول به او نگریسته گفت:

البته مقاله شما را ضرورت داریم ولی در مورد اندازه صفحات باید گپ زد.

کمتر باشد یا زیادتر ؟

مدیر مسوول گفت:

بنویسید. فکر میکنم برای سه صفحه جای داریم بلی در سه صفحه

مقاله نویس با ناراحتی گفت:

شما مرا در موقعیت دشواری قرار میدهید.

مدیر مسوول گفت:

– بسیار بهتر است که مقاله آدم کوتاه باشد و آن را بخوانند تا دراز باشد و از آن سرسری بگذرند.

مقاله نویس گفت:

بلی میدانم. این را هم میدانم که اختصار خواهر نبوغ است.

– بلی…. کاملاً درست است.

خوب، پس سه صفحه باشد؟ خوب در سه صفحه مینویسم. اگرچه کار مشکلی است موضوعی را به اختصار نوشتن ساده نیست، پس درین صورت ظرف چهار هفته مقاله را تمام میکنم و برای تان می آورم.

 

***

 

فکاهی

 

سه نفر جهت ادای مراسم مذهبی به محل مقدسی رفتند. یکنفر آن غریب و دو نفر دیگر آنها ثروتمند بودند.

یکی از این دو نفر پولدار دست در حلقه محل مقدسی زد و گفت: الاها شکرانه آنکه مرا اینجا آوردی دو غلام خود را بنامهای عنبر و بنفشه آزاد کردم. شخص دومی دست به حلقه گرفت و گفت: به خاطر خدا شکرانه ات من هم جمشید و جمال را آزاد کردم.

شخص مفس دست به حلقه گرفته گفت الها تو میدانی که من نه عنبر دارم و نه بنفشه و نه جمشید و نه جمال، پس بخاطر بجا آوردن شکرانه که مرا به این جا آوردی مادر فتانه را از خود به سه سنگ طلاق آزاد کردم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
رفتن به نوار ابزار