فرهنگی
رویدادهای فرهنگی

گرامیداشت از زادروز دکتر حبیب؛ نیم قرن تلاش در مسیر علم و فرهنگ
بزرگداشت دکتر اسدالله حبیب؛
پیر اقلیم ادب
برخی انسانها، تن یک عصر و روح یک اقلیماند. بزرگمردانی که وقتی قلم به دست میگیرند، تاریخ یک ملت را روی کاغذ جاری میکنند..
کابل، شهر روایتهای کهن و گهوارهی شاعرانی است که نفسهایشان با عطر غزل آمیخته است. در ۱۸ میزان سال ۱۳۲۰ خورشیدی،دهم اکتوبر ۱۹۴۱، در آغوش همین شهر، کودکی چشم به جهان گشود که سالها بعد، به یکی از استوارترین ستونهای ادبیات معاصر افغانستان بدل شد؛
او هنوز نوجوانی پانزدهساله بود که با نگارش داستان کوتاه “آفتابگرفتگی”، جایزه اول روزنامه معتبر انیس را از آن خود کرد. مسیر افتخارات او در بزرگسالی با دریافت جایزه اول داستاننویسی کشور در سال ۱۳۶۱ و جایزه پژوهشی “پیر روشان” در سال ۱۳۶۵ ادامه یافت. فرهنگدوستان افغانستان در سال ۱۳۶۸ با اهدای جایزه ماندگار “بیهقی”، از خدمات چندبعدی او در تدریس، پژوهش، داستاننویسی و ترجمه از زبانهای انگلیسی و روسی تقدیر کردند.
او تشنهی آموختن بود. پلههای علم و تحقیق را در دانشکده ادبیات دانشگاه کابل آغاز کرد و تا کسب مدرک دکتری از مسکو پیش رفت. اسدالله حبیب تنها یک پژوهشگر نبود؛ او درد جامعه را در قالب داستان و شعر میریخت. رمانها و داستانهای کوتاهش، آیینهی تمامنمای رنجها و امیدهای مردم افغانستان در گذار از روزگاران سخت بود.
دههی شصت خورشیدی، بار سنگین مدیریت معتبرترین نهاد تحصیلی کشور، یعنی دانشگاه کابل، بر دوش او گذاشته شد. دکتور حبیب در جایگاه رئیس دانشگاه، نهتنها چراغ علم را در میان تلاطمهای سیاسی روشن نگه داشت، بلکه نسل جدیدی از سخنسنجان و ادیبان را تربیت کرد. او همزمان، به عنوان نخستین رئیس اتحادیه نویسندگان افغانستان، خانهای امن برای قلمبدستان و اندیشمندان پایهگذاری کرد.
شعر اسدالله حبیب، آمیزهای از فصاحت زبان پارسی و تعهد به انسان و میهن بود. غزل او، صدای سوزانِ جگرهای سوخته در آتشفشانِ جنگهای پیاپی بود.
وطن! تو سبزترینی، اگرچه سوخته ای
به چشم عشق، همان باغ برافروخته ای…
مباد خنده ز لبهای خستهات برود
تو صبرها به دل روزگار دوختهای
اما اوج شهرت علمی دکتور حبیب در گسترهی جهان فارسیزبان، مدیون غواصی او در اقیانوس بیکران شعر ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل است. شعر بیدل، اقلیمی است رمزی، پیچیده و مهآلود؛ اما اسدالله حبیب با آثاری چون “واژهنامه شعر بیدل” و “بیدل و چهار عنصر”، کلیددار این گنجینهی عرفانی شد. او گره از استعارههای کور سبک هندی گشود و بیدل را به زبان ساده به نسل امروز معرفی کرد.
امشب خرابِ جلوهی آن ماه پارهام
سر تا قدم چو شمع، سراپا نظارهام
در محفلِ غمت که دل از دست میرود
من بیدلِ شکستهدلِ بی ستارهام…
راهی به کوی عافیتم نیست بعد از این
گمگشته در غبارِ دلِ پارهپارهام
وی نویسندهای چندبعدی بود که در حوزههای شعر، رمان، داستان کوتاه و نقد ادبی آثار درخشانی خلق کرد. برخی از معروفترین کتابهای او عبارتند از:
• در حوزه داستان و رمان: سپیداندام، وداع با تاریکی، گامهای سرنوشت و فرار
• در حوزه پژوهش و دستور زبان: ادبیات دری در نیمه اول سده بیستم، ویژگیهای داستانی شاهنامه و دستور زبان دری.
تقدیر تلخِ نخبگان افغانستان، هجرت و غربت است. دکتر حبیب نیز سالهای پایانی عمرش را دور از آغوش کابل، در شهر هامبورگ آلمان سپری کرد. اما چشمان او همیشه به سوی وطن بود و قلمش تا آخرین تپشهای قلبش، از نوشتن برای زبان مادری بازنایستاد. غربت نتوانست پیوند او را با ریشههایش بگسلد.
ما کاروان راهِ شب تار بودهایم
بر دوشِ روزگار، چه بار بودهایم…
بدرود ای دیار، که ما کوچ میکنیم
ما در هوای تو، همه جان باختهایم
با دریغ و درد در « ۲۵ نوامبر ۲۰۲۲»چهارم قوس ۱۴۰۱، قلب پر از مهر این استاد فرزانه در غربت ایستاد. دکتور اسدالله حبیب از میان ما رفت، اما با میراثی گرانبها از کتابها، غزلها و شاگردانی که تربیت کرد، در تاریخ فرهنگ و ادبیات افغانستان برای همیشه جاودانه شد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.
صمد کارمند
اکتوبر ۲۰۲۶
————————————-
به بهانه ۱۰۶مین سال تأسیس روزنامه اتفاق اسلام
ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت هرات، با برگزاری محفل باشکوه در حضور گسترده فرهنگیان، نویسندگان، روزنامه نگاران و اصحاب قلم و اندیشه، از سالروز تأسیس روزنامه وزین اتفاق اسلام تجلیل به عمل آورد. این مراسم پاسداشتی بود از بیش از صد سال استقامت در مسیر دانایی و آگاهی دهی، تا نقش ماندگار این جریده تاریخی به عنوان یکی از ستون های استوار هویت فرهنگی و رسانهای حوزه غرب کشور بار دیگر ارج نهاده شود.
روزنامه اتفاق اسلام با تکیه بر پیشینه درخشان و یک قرن فعالیت مطبوعاتی، همچنان چراغ آگاهی را روشن نگهداشته و به نشر مطالب متنوع خبری، صحی، علمی و اطلاعاتی می پردازد. فایق هروی، مدیرمسئول این جریده با اشاره به جایگاه ویژه آن در میان مردم گفت که این روزنامه در حال حاضر روزانه با تیراژ ۳۰۰ نسخه چاپ و توزیع می شود و توانسته است جایگاه ارزشمند خود را در میان علاقمندان به مطالعه و پویندگان دانایی حفظ کند.
در همین راستا، فرید احمد ایوبی، آمر اطلاعات ریاست اطلاعات و فرهنگ هرات، با تمجید از رسالت تاریخی این جریده اظهار داشت که روزنامه اتفاق اسلام در طول بیش از یک قرن گذشته، نقشی کلیدی و ماندگار را در آگاهی دهی و اطلاع رسانی به اقشار مختلف جامعه ایفا کرده است. این روزنامه کهنسال با حفظ اصالت خود، کماکان به طور منظم و روزانه چاپ و در دسترس عموم قرار می گیرد.
همگام با این دیدگاه، استاد شمیل احمد مشعل، رئیس کمیته حمایت از رسانه ها، بر ابعاد آموزشی این جریده تأکید کرد و افزود که روزنامه اتفاق اسلام فراتر از یک رسانه خبری، به عنوان یک کانون موثر آموزشی، بستر ارزشمندی را برای ترویج فرهنگ مطالعه در میان شهروندان فراهم آورده و نقشی ملموس در ارتقای سطح آگاهی عمومی و غنای فکری جامعه داشته است.
شایان ذکر است که ولایت هرات در حال حاضر از یک فضای رسانهای پویا برخوردار است، طوری که نزدیک به ۳۰ رسانه چاپی، صوتی و تصویری در این حوزه فعالیت دارند و ده ها خبرنگار و فعال رسانهای در این رسانه ها برای بازتاب حقایق جامعه به رسالت خود می پردازند.
بازدید معین فرهنگ از بالاحصار کابل
شیخ عبدالرحمن طیبی معین فرهنگ و هنر وزارت اطلاعات و فرهنگ روز شنبه هفته گذشته همراه با روئسای بخش های مربوطه این معینیت از ساحه تاریخی بالاحصار کابل دیدن کرد.
معین فرهنگ و هنر وزارت اطلاعات و فرهنگ با اشاره به پیشینه تاریخی این بنا در حفاظت از بالاحصار انجام حفریات باستان شناسی و معرفی و مستند سازی این ساحه تاریخی تأکید نمود.
خبیب غفران، سخنگوی وزارت اطلاعات و فرهنگ، ضمن بیان دستاوردهای این بازدید، هدف اصلی آن را ارزیابی اقدامات صورت گرفته در محوطه باستانی بالاحصار کابل، صیانت پایدار از یافته های باستانی و بسترشناسی برای گسترش پژوهش های بیشتر باستان شناسی در این جغرافیا عنوان نمود.
معین فرهنگ و هنر وزارت اطلاعات و فرهنگ در این بازدید با اشاره به پیشینه سترگ و ارزشمند تاریخی این بنا، بر لزوم حفاظت جدی از بالاحصار و تداوم حفریات معیاری باستان شناسی تأکید کرد. وی همچنین با ستایش از فعالیت های بنیاد فرهنگی آغا خان، از مسئولان این نهاد خواست تا تاریخچه، تصاویر و اطلاعات مستند مربوط به بالاحصار کابل را گردآوری و در قالب یک مجله و دفترچه راهنما منتشر کنند. شیخ عبدالرحمن طیبی هدف از این اقدام را گام شایسته فرهنگی در راستای شناسایی هرچه بهتر این کانون تمدنی و معرفی هویت تاریخی آن به شهروندان و پژوهشگران داخلی و بینالمللی دانست.
قلعه باستانی بالاحصار کابل یکی از مهمترین بناهای تاریخی و استراتژیک در جغرافیای سیاسی افغانستان به شمار می رود. یافته های حاصل از پژوهش ها و حفاری های هیئت باستان شناسی فرانسه در کابل تأکید می کند که پیشینه ساخت و شکل گیری این دژ نظامی به سده دوم پیش از میلاد تعلق دارد. ساختار معماری این قلعه شامل ۲۲ برج مخروطی شکل است که برای مقاصد دفاعی و نظارت تحرکات نظامی طراحی شده بود. از منظر تاریخ سیاسی، این بنای سترگ اهمیت ویژه ای دارد، چرا که با آغاز پادشاهی تیمورشاه درانی و با انتقال پایتخت از قندهار به کابل، این دژ به عنوان ارگ سلطنتی برگزیده شد و تا زمان حکومت امیر عبدالرحمن خان، به مدت بیش از یک قرن، مقر اصلی فرمانروایی و محل اسکان حکام افغانستان بوده است.
بازديد از اين ميراث کهن، نه تنها نمايانگر عزم استوار وزارت اطلاعات و فرهنگ در حفظ هويت تاريخی كشور است، بلكه گامی بنيادين برای پيوند نسل امروز با پيشينه پرافتخار گذشته به شمار می رود. اميدواریم با تداوم پژوهش های علمی، مستند سازی جامع و همكاری نهادهای ملی و بينالمللی، قلعه باستانی بالاحصار كابل بار دیگر به عنوان نگين درخشان فرهنگ و تمدن اين مرز و بوم، عظمت تاريخی خود را به جهانیان نمایان سازد.



