
جانان خرابات
چهل و چهار سال از خاموشی بزرگمرد ی میگذرد که رند خرابات ، جانان خرابات و سرتاج موسیقی کلاسیک بود .
آری یاد از استاد سرآهنگ این کوه بلند موسیقی اصیل کشور ماست که دیریست دیگر اشعار ملکوتی بیدل رانمی خواند و در شمار رفتگان بی صدا و خاموش است .
استاد سراهنگ مرد ولی در لابلای نوارهایش همچنان نفس میکشد و در خاطره ها همچنان باقی است .
محمد حسین سرآهنگ از استادان موسیقی کلاسیک ما بود ، او فرزند استاد غلام حسین در سال 1302 خورشیدی درگذر خواجه خوردک خرابات شهر کابل دیده به جهان گشود ، سرآهنگ زمانیکه شاگرد مدرسه بود به فراگیری علم موسیقی نزد پدرش نیز مشغول بود و چون ظرف و استعداد فطری بلند داشت حرف های پدر ، برایش شنیده بود و پدر نیز پی به قدرت گرفت فرزند برد و سرانجام او را به کشور هندوستان فرستاد .
محمد حسین شانزده سال تمام نزد عاشق علی خان بینانگذار مکتب پتیاله زانو زد و از خرمن پر بار وی خوشه ها چید و با گنجینه ی از علم موسیقی دوباره به وطن بازگشت .
در سال 1329 خورشیدی در یک فیستوال بزرگ هنری در مکان سینما پامیر کابل
محمد حسین شرکت ورزید که در کنسرت عده ای از اساتیذ داخلی و خارجی از جمله استاد قاسم افغان و استاد بره غلام علی خان از هندوستان حضور داشتند . محمد حسین فوق العاده درخشید و به اخذ مدال طلا از جانب شاروالی وقت نایل گشت . مقارن همین سال بود که از سوی ریاست مستقل مطبوعات وقت لقب استادی به وی تفویض گردید .
استاد سراهنگ در زمان حیات پر بارش ، در بسیار ی از کنفرانس ها و کنسرتهای جهانی اشتراک نمود و افتخارات زیادی را نصیب گردید . ا ستادلقب کوه بلند موسیقی را از دانشگاه چندیگرهند ، ماستر ، داکتر و پروفیسوری موسیقی را از دانشگاه هنری کلاکندرا در شهر کلکته ، لقب سرتاج موسیقی را از دانشگاه مرکزی در شهر الله آباد هند ، لقب با بای موسیقی را از اجرای کنسرت سال 1357 خورشیدی در دهلی و لقب شیر موسیقی را در پایان عمر در آخرین کنسرتش به سال 1360 خورشیدی از دانشگاه الله آباد هند بدست آورد .
استاد مرحوم عادت داشت پیش از رفتن به کنسرت ها و بعداز آمدن خدمت استاد ادبیات خویش جناب استاد محمد عبدالحمیداسیر قندی آغا به دست بوسی میرسید ، خوب به یاد دارم موقع که استاد از آخرین کنسرت بر گشته بود نزد استاد ادب خود رسید و من هم که تازه جوان بودم در آن محفل منحیث خدمت گار حضور داشتم ، هیچ گاه یادم نمی رود که استاد سراهنگ با لبی پرخنده از لقب و کامیابی خود یاد کرد و جناب قندی آغا در جوابش فرمود که شیر موسیقی شدی خدا نکند که سرت را
بخورد . به راستی استاد سرا هنگ دور اقبالش به ادبار رسیده بود و دیری نپایید .
واما رابطه استاد با کلام حضرت بیدل و آشنایی او با پیچ و خم کوچه های معانی ، نکته ایست قابل به یادهانی ، بابای موسیقی تصادفی به کوچه باغ شعر بیدل نه رسیده است .
بیست سال تمام برای فراگیری و راه یافتن به گنجینه شعر بیدل ، نزد قندی آغا به شاگردی نشست و از کلام این عارف بزرگ دامن دامن اخلاص ومحبت نسبت به حضرت بیدل بهره گرفت و بعد از پیوندش به حلقه معنویت قندی آغا به مرحله ای رسید که خود شعر بیدل تفسیر و تحلیل میکرد .
و استاد تا لحظات واپسین عمر خود همواره در عمل و حرف از قندی آغا به حیث استاد ادبیات خود در بیدلشناسی یاد میکرد .
جانان خرابات در زمینه علم موسیقی رساله ای دارد زیر نام ” قانون طرب” این رساله بار اول به سال 1377 خورشیدی به کوشش محمد احسان اسیر در شهر پشاور به طبع رسید .
سرانجام همانطوریکه پیر کامل حضرت بیدل فرموده : “عمر معشوق است و پیمان وفا خواهد شکست ” معشوق عمر بی وفایی کرد روح استاد به ساعت 9 بجه صبح روز یکشنبه شانزده جوزا سال 1361 خورشیدی به اصل پرواز کرد و جایش را همشیه خالی ماند . جنازه جانان خرابات را بعداز گذر در کوچه خرابات به حضیره شهدای صالحین به خاک سیه گذاشتند .
اشک یک لحظه به مژگان بار است
فرصت عمر همین مقدار است
روحش شاد و یادش گرامی باد !
محمد عبدالقادر آرزو

