
به بهانهٔ نودسالگیام
به قلم دکتر عبدالقیوم قویم
دیر بماندم در این سرایِ کهن من
تا کهنم کرد صحبتِ دَی و بهمن
امروز، ۲۸ میزان ۱۴۰۵ خورشیدی، کاروانِ عمرم به منزلِ نودسالگی رسید؛ نود سال پس از آنکه در ۲۸ میزان ۱۳۱۵ خورشیدی، برابر با ۲۰ اکتبر ۱۹۳۶ میلادی، دیده به جهان گشودم.
چون به پشتِ سر مینگرم، تمامِ این سالها یکسره در خدمتِ ادبیاتِ فارسی، تاریخ، فرهنگ و اندیشه سپری شده است. پنجاهوهفت سال تدریس، از ۱۳۴۳ تا ۱۴۰۰ خورشیدی، در دانشگاهها و در محضرِ ادبیاتِ فارسیدری زیستم؛ درس گفتم، نوشتم و روزگارم را از جوانی تا امروز یکسره وقفِ تدریس و تحقیق کردم.
خدایا، تو را شاهد میگیرم که در تمامِ این سالها، به قدرِ بضاعت و توانم در خدمتِ علم و دانش بودهام؛ نه در پیِ شهرت بودهام و نه در جستوجوی نام و آوازه.
اگر در این مسیر، از من تقصیر یا کوتاهیای سر زده باشد، یا کسی از من رنجیده باشد، از همه حلالیت میطلبم و از درگاهِ خداوندِ بزرگ، آمرزش و بخشایش میخواهم.
روحِ پدر و مادرِ زندهیادم شاد، که مرا به راهِ علم رهنمون شدند.
از همسرم صمیمانه سپاسگزارم و از او پوزش میخواهم که در درازنای زندگی، در بودنها و نبودنها، در داشتنها و نداشتنها، مرا تحمل کرد، در کنارم و در کنارِ فرزندانمان ایستاد و با فداکاری، آنان را تربیت کرد. اگر آنگونه که شایسته بود، نتوانستم همواره در کنارش باشم، امیدوارم عذر مرا بپذیرد.
از همهٔ فرزندانم، چه در داخل و چه در خارج از کشور، صمیمانه سپاسگزارم که همواره به فکرِ من و مادرشان هستند؛ بهویژه از تیمورشاه قویم که در این شرایطِ دشوار، با مهر و احساسِ مسئولیت، در خدمتِ پدر و مادرش قرار دارد.
اکنون، در این روز و در مقامِ نودسالگی، سرِ تعظیم فرود میآورم و درود میفرستم بر روانِ پاک و یادِ جاودانِ استادانِ سفرکرده و بزرگوارم:
استاد ملکالشعرا بیتاب، استاد خلیلالله خلیلی، استاد دکتر احمد جاوید، استاد پوهاند غلامحسن مجددی، استاد محمدنسیم نگهت سعیدی، استاد دکتر محمدرحیم الهام، استاد علیمحمد زهما، استاد حبیبالرحمن هاله، استاد غلامصفدر پنجشیری، استاد دکتر بهاءالدین مجروح، استاد دکتر یوسف علمی، استاد پوهاند میرحسینشاه و تمامی استادانِ عزیز و ارجمندم در دانشگاههای لندن، تهران و تاجیکستان.
باشد که چراغِ علم و دانش، به همتِ نسلهای امروز و فردا، همواره روشن بماند.



