
تحلیل بلاغی ابیاتی از ابوالمعانی میرزا محمد عبدالقادر بیدل
بیدل در اشعارش باه بهره گیری از علم بلاغت (ایجاز، اطناب ومساوات) و نیز آرایه های دیگر چون تشبیه، استعاره، کنایه، مجاز و سایر این موارد سروده هایش را با زیبایی زیاد آراسته است. واکاوی اشعار او از نظم علم بلاغت، بسیار با اهمیت است. تا نشان داده شود با کاربرد این امر به ویژه ایجاز، اطناب و مساوات چه حالتی در بیان شاعر به وجود می آید. اطناب در لغت معنای دراز گویی را می رساند و در اصطلاح آنست که الفاظ بیش از معانی یا مطلب دراز باشد. گفته شده که اطناب در ادبیات به وسیلۀ صورخیال صورت می گیرد. تشبیه به خصوص تشبیه تفصیلی و استعارۀ مرکب و تمثیل که گاهی در مقام اطناب مخیل هنری است. در سروده های بیدل، از جمله غزل های او است، ایضاح بعد الابهام از موضوعات مهم می باشد و این اصطلاح عبارت است از ایراد معنای واحد به دو صورت: اول به صورت ابهام و اجمال و دوم به صورت توضیح و تفصیل، مثلاً:
بی باک پا منه به ادبگاه اهل فقر
خوابیده است شیر نیستان بوریا
توضیح اینکه بدون ترس وارد حرم اهل فقر یا عرفا مشو، چون که در مکتب اهل فقر و درویشی شیر نیزار، یعنی عارف با حشمت وجود دارد. بنابران بین نیستان و بوریا ملازمت موجود است. این ملازمت در ذهن بیدل «شیرنیزار» را تداعی می کند. شاعر در مصراع نخست شنونده را از ورود به حریم عرفا برحذر می دارد، اما از چرایی آن سخن نمی گوید و در مصراع دوم ابهام را رفع می کند.
یا در این بیت:
چون شمع یک مژه واکن زپرده مست برون آ
بگــیر پنــبه زمینــا قــدح بــه دست بـــرون آ
توضیح اینکه مانند شمع چشمت را بازکن و با سوختن در عشق، مست و جام می را دردست از حجاب وارسته گی های دنیوی بیرون بیا و خودرا از اسارت آن آزاد کن. پنبه ا زمینا گرفتن، کنایه از سر مینا را باز کردن است. در قدیم سر مینا را با پنبه می بستند. بیدل در غزل دیگر در همین معنا گفته است:
برنمی آید خرد با ساز حشر آهنگ دل
مغز مستی گرنداری پنبه از مینا مکش
یا:
شــــعلۀ ادراک خـاکستر کلاه افتاده است
نیست غیر زا بال قمری پنبۀ مینای سرو
در بیت «چون شمع یک مژه واکن…» جملۀ اصلی و ابهام «یک مژه واکن» است و بیدل با آوردن عبارت های توصیفی «زپرده مست برون آ» و «قدح به دست» و کنایۀ «بگیر پنبه زمینا»، یعنی سرجام را بازکن که ایضاح هستند، سخن را گسترده و بیشتر روشن کرده است. در این بیت بیدل گفته است، یک مژه واکن که ابهام دارد و معلوم نیست چرا باید یک مژه را وا کرد، اما بقیۀ جمله های بیت ایضاح و روشن، برای این ابهام هستند. در اشعار بیدل ذکر خاص پس ازعام هم قابل توجه می باشد. حقیقت این مسأله آن است که به منظور اهمیت دادن به یک معنای خاص، نخست معنای عام ذکر می گردد و سپس معنای خاص آورده می شود. بعداً آن معنا را به کسان یا چیزهایی، ویژه گردانیده می شود.
فرق ذکر خاص بعداز عام یا ایضاح بعداز ابهام اینست که عام مبهم نیست، حال آنکه در ایضاح بعداز ابهام مطلب نخست مبهم است. ذکر خاص پس از عام، یعنی اینکه معنایی را به طور فراگیر ذکر کنند، سپس آن را ویژۀ کسی یا چیزی بگردانند.
خاص بر عام برتری دارد، گویا خاص از جنس عام نیست و ذاتاً باهم فرق دارند و حکم آن از عام دریافت نمی شود. به همین سبب خاص بعداز عام با عطف می آید.
ثمر کجاست در این باغ گو چوسرو وچنارت
ز آســـتین طلب صد هـــزار دست بـــرون آ
همانگونه که سرو وچنار میوه ندارد، تو نیز از میوۀ دنیا محروم هستی پس با ارادۀ مصمم و تلاش بسیار، خودت را از وابسته گی های این جهان آزاد کن. در بیت بالا «باغ» عام و «سرو» و «چنار» خاص هستند و بیدل به کمک تشبیه مرکب / رهایی انسان با دست های بسیار و فاقد میوه، با ارادۀ مصمم و تلاش بسیار (آزاده)، مشبه / رهایی و سرو و چنار با شاخه های فاقد میوه از تعلقات دنیوی/ مشبه به، سخنش را بسط داده، اعتلا بخشیده و بیشتر بر مخاطب تاثیر گذاشته است.
آبیار چــــمن رنگ سـراب است اینجا
در گل خندۀ تصویر گلاب است اینجا
در این دنیا، سراب (آرزو) است که آبیار چمن رنگ ( پرورندۀ مادیات) است و در این دنیا، گلاب ( بهره یی که از رنگ و بوی مادیات گرفته می شود) مانند گلاب گلهای تابلوی نقاش، فریبنده و پوچ است.
به عبارت دیگر، زیبایی های ظاهری این جهان گذرا، سرابی بیش نیست و جذابیت ظاهری گل در باغ این جهان، مایۀ دردسر است. در بیت بالا «چمن» عام و «گل» خاص است. بیدل خاص «گل» را که اهمیت دارد، بعداز عام «چمن» ذکر کرده است. بیدل با استفاده از تشبیه بلیغ استادی (اینجا سراب است و اینجا گلاب است) وبر شنونده تاثیر گذاشته است.
در این بحث مطالب زیادی قابل بیان کردن است، از جمله غزل های بیدل تبلور اوج سبک هندی با تکیه بر ایجاز و اطناب متناسب با مقتضای حال می باشد. بیدل با استفاده از جملات پیچیده، به ایجاد های متنوع دست می زند و گاه برای توصیف دقیق مضامین فلسفی از اطناب کار می گیرد. یکی از جلوه های علم معانی در غزل های بیدل کاربرد اطناب است که تاکنون در این مورد، کمتر پرداخته شده است. باید یاد آورد شد که غزل های بیدل از نظر علم معانی، نشان دهندۀ تسلط وی بر شیوه های گوناگون کلام (ایجاز، اطناب، مساوات) برای بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی است. ایجاز به ویژه (ایجاز حذف) در تصویر های متراکم و اطناب برای بیان دقیق اندیشه های دقیق، همراه با رعایت مقتصای حال مشخصۀ اصلی سبک بیدل است.
غزل های بیدل از نظر علم معانی دارای ویژه گی های می باشد که یکی از آنها ایجاز و اختصار است. در این مورد تراکم معنایی پدیدار می شود، بدین معنی که بیدل برای فشرده سازی مفاهیم طویل عرفانی، از ایجاز به خصوص ایجاز حذف (حذف به قرینه) استفاده می کند که منجر به خلق مضامین تازه، اما مشکل می شود. دیگر اطناب و پرگویی هنری است. در این مورد بیدل از توانایی زیاد برخوردار است. برای اطناب آفرینی از توصیف، تمثیل، تنسیق الصفات، تشبیه (به خصوص تشبیه تفصیلی)، کنایه، انحراف از نورم، یعنی هنجار گریزی استفاده می کند.



