مقالات علمی و پژوهشی
سرمحقق عبدالله خدمتگار بختانی

سرمحقق عبدالله خدمتگار بختانی
زنده یاد استاد عبدالله بختانی فرزند ملا آقاجان طبیب، در دهم سرطان ۱۳۰۴ خورشیدی در قریهٔ چهارباغ صفا، ولسوالی سرخرود، ولایت ننگرهار، چشم به جهان گشود.
تعلیمات ابتدایی را در دامان والدین و سپس نزد استادان همان زمان فرا گرفت و در کنار پدر، علم طبابت را آموخت. علوم عربی و دینی، فقه، تجوید، تفسیر، حدیث، اصول فقه، اصول حدیث، عقاید، میراث، صرف و نحو، بدیع، بیان، معانی، حکمت و منطق را در ننگرهار و کابل، در مدارس خصوصی و دارالعلوم عربی کابل، آموزش دید و تا درجهٔ «مولوی» رسید.
پارسیدری، زبان عربی، طب قدیم و ریاضی را در مدارس محلی و مراکز آموزشی آن زمان فرا گرفت. تاریخ، جغرافیا، فزیک، کیمیا و بیولوژی را تا سطح معیاری بکلوریا بهصورت شخصی آموزش دید و در مورد فلسفه، جامعهشناسی، سیاست و سایکولوژی مطالعات گسترده انجام داد.
از علمای دینی چون حاجی ملا مدد، مولوی قلعهنو، ولسوالی سرخرود؛ ملا محمد حفیظ، خطیب مسجد جامع حضرت صاحب چهارباغ صفا؛ استاد حافظ ملک، مدیر مدرسه و دارالحفاظ مسجد حضرت صاحب؛ ملا عبدالغنی طبیب، قریهٔ علیخیل؛ مولوی عبدالله جان، از قریهٔ شمسیهپور سرخرود؛ مولوی میر عبدالواحد، خطیب مسجد جامع نکرخیل، ولسوالی خوگیانی؛ ملا عبدالودود لوگری، معلم؛ امینگل مولوی، قریهٔ میران قاسم یکه؛ مولوی عبدالرحیم، باشندهٔ قریهٔ پشهیی تیگرو، ولایت لغمان؛ مولوی فیضالله از لغمان؛ استاد مولوی محمد سعید سرروضهوال؛ خلیفه نقیبصاحب و امثال آنان، آموزشهای دینی و طبی دید.
زبان انگلیسی را از معلم محمد عمر قریشی، از پغمان، فرا گرفت. زبان پشتو زبان مادریاش بود و برای آموزش آن نیاز به معلم و استاد نداشت؛ اما با راهنمایی استادان و دانشمندان سرشناس کشور، استاد گلپاچا الفت، استاد قیامالدین خادم، استاد صدیقالله رشتین و استاد عبدالروف بینوا، در شعر و ادب پشتو استاد شد.
زبان روسی و ترجمهٔ ادبیات روسی را در مدت اقامت خویش، بین سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ خورشیدی، در پوهنتون لومونوسوف شهر مسکو، بهصورت اساسی آموزش دید و فرا گرفت.
مرحوم بختانی تمام عمر خویش را صرف خدمت و تحقیقات علمی، ادبی و ژورنالیستی کرد. وی مدت بیستوسه سال در ریاست پشتو ټولنه و چهارده سال در اکادمی علوم افغانستان، به تحقیقات ادبی و علمی پرداخت.
کارکردهای اداری
در سال ۱۳۲۵ خورشیدی، بهعنوان کاتب رتبهٔ ۱۱ در مدیریت معارف ولایت ننگرهار ایفای وظیفه کرد.
در سال ۱۳۲۶ خورشیدی، عضو مدیریت مطبوعات ولایت ننگرهار و استاد کورسهای زبان پشتو که تحت نظر ریاست پشتو ټولنه بود، شد.
در ماه اسد سال ۱۳۳۱ خورشیدی، مدیرمسئول جریدهٔ «زیری» و عضو مسلکی پشتو ټولنه شد.
بین سالهای ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۹ خورشیدی، معاون مدیریت مطبوعات ولایت ننگرهار و آمر کورسهای پشتو، مدیرمسئول مجلهٔ «ننگرهار»، عضو مسلکی ریاست نشرات ریاست مستقل مطبوعات، مدیر عمومی مطبوعات و مسئول روزنامهٔ «ننگرهار» و برای بار دوم مدیرمسئول مجلهٔ «ننگرهار» بود.
در سال ۱۳۳۹ خورشیدی، به عضویت مسلکی پشتو ټولنه درآمد و بهعنوان مدیر ادبیات پشتو ټولنه و معاون ریاست پشتو ټولنه ایفای وظیفه کرد.
در سال ۱۳۵۴ خورشیدی، به رتبهٔ علمی «څېړندوی» ارتقا نمود و بعداً وظایف مدیرمسئول روزنامهٔ «هیواد»، آمر اداری رشد و انکشاف زبان پشتو و رئیس و سرمحرر روزنامهٔ «هیواد» را به عهده داشت.
در سال ۱۳۶۴ خورشیدی، به عضویت اکادمی علوم افغانستان درآمد.
در سال ۱۳۷۳ خورشیدی، به تقاعد سوق گردید.
فعالیتهای علمی
مرحوم بختانی، برعلاوهٔ کارهای اداری، به تدریس زبان پشتو، پارسیدری و عربی در مکاتب و کورسها پرداخت. همچنان تدریس تاریخ ادبیات پشتو را در دیپارتمنت پشتو پوهنتون کابل به عهده داشت.
در سال ۱۳۸۲ خورشیدی، مدت کوتاهی مدیر مسئول هفتهنامهٔ «اتحاد افغان» را به عهده داشت و در سال ۱۳۸۵ خورشیدی، یکبار دیگر تقاعد موصوف رفع و منحیث عضو علمی اکادمی علوم افغانستان به کار آغاز نمود. بالاخره، با داشتن رتبهٔ دولتی مافوق رتبه، مجدداً متقاعد گردید.
استاد بختانی آثار نثر و نظم و تحقیقات علمی زیادی از خود به میراث گذاشته است. بخشی از این آثار، ترجمه از زبانهای روسی و عربی است. موصوف در سیمینارهای علمی و ادبی شرکت فعال داشت و به کشورهای شوروی سابق، هندوستان، عراق، آلمان، چکسلواکیا، پولند و پاکستان، برای اشتراک در محافل علمی، سفر کرده است.
از آثار مشهور استاد بختانی، «تذکرهٔ شاعران زبان پشتو» در پنج جلد میباشد. در کنار آن، بیش از صد اثر چاپی و غیرچاپی نیز از وی بهجا مانده است که فهرست منظم آن در سایتها، فرهنگنامهها و دانشنامهها انتشار یافته است.
به تاریخ ۱۳ سرطان ۱۳۸۹ خورشیدی در محفل تجلیل از دانشمندان، داکتر رهین، وزیر اطلاعات و کلتور وقت، از مرحوم عبدالله بختانی خدمتگار بهعنوان شخصیت برجستهٔ علمی و فرهنگی کشور تجلیل به عمل آورد.
سرانجام در پنجم حوت سال ۱۳۹۶ خورشیدی به عمر ۹۳ سالگی درگذشت.
پس از عمری تلاش و خدمت فرهنگی، میراث ارزشمندی از دانش، پژوهش و ادب از خود بر جای گذاشت و نامش در تاریخ معاصر ادبیات و فرهنگ کشور ماندگار شد.
نمونه کلام:
هېڅوک نه لرم د سات د تېرولو
هېڅوک نه لرم د شعر د اورولو
ورسره چې د زړه خواله وکړم نشته
هېڅوک نه لرم د زړه د تشولو
و در بخش دیگری میسراید:
رب پوهېږي څه تېرېږي مې په زړه
د غم ورېځې راتاوېږي مې په زړه
یاد للمې پر ګلونو بارانونه
یا یادونه دي ورېږي مې په زړه



