مقالات علمی و پژوهشی

نامهای تاریخی و وجه تسمیه کابل

پوهاند دکتور عزیز احمد پنجشیری

نامهای تاریخی و وجه تسمیه کابل

پوهاند دکتور عزیز احمد پنجشیری

مقدمه

مطالعه و تحلیل نامهای جغرافیایی و چگونه گی سیر تحول آن نه تنها از لحاظ جغرافیایی حایز اهمیت است بلکه از جهات مختلفه تاریخی، باستان شناسی و زبان شناسی نیز دارای ارزش زیادی میباشد. درباره وجه تسمیه نامهای تاریخی کابل در منابع و کتب مختلف مطالب گوناگون و بعضاً متفرق و تقریباً غیر علمی ارائه شده است. بعضی از این مطالب از یکطرف فاقد تسلسل کرونولوژیک بوده و از طرف دیگر از خلال مطالعه آن نمیتوان به وضاحت فرقی میان نام شهر کابل و وادی کابل قایل گردید در منابع تاریخی گاهی نام شهر کابل بر وادی کابل و یا نام وادی بر شهر کابل اطلاق شده است. بنا بر آن محقق امروزی هنگام مطالعه با احتیاط بیشتری باید به آن توجه نماید. پیرامون وجه تسمیه کابل تا حال نظریات قناعت بخش ارائه نشده است بعضی از این نظریات تا حدی بر موضوع روشنی می افکند ، اما بعضی دیگر قابل تامل و غور بیشتر میباشد. بنا بر آن با در نظر داشت نکات بالا، اینک درباره سیر تاریخی کلمه «کابل» به ترتیب کرنولوجی آن صفات کابل در دوره های تاریخ وجوه فولکوریک وجه تسمیه کابل و در اخیر راجع به اصل کلمه و اشتقاق آن که نتیجه تحقیق چندین ساله نگارنده میباشد ، مطالب چند ارائه میگردد. نامهای تاریخی کابل قدیمترین نامی که به کابل داده شده کوبها (kubha) است. این نام در ریگویدا ضمن شرح رودهای آریانا تذکر رفته است. از آنجائیکه سرود های ویدی مقارن

۱۹۰۰ و ۱۴۰۰ ق، م ، سروده شده است میتوان گفت که قدامت تاریخی نام این سرزمین اقلا تا ۳۵۰۰ سال پیش از امروز میرسد (۵۱۱۲۲) در اوستا گنجینه بزرگ ادبی و دینی افغانستان و آسیای مرکزی از سرزمین فعلی کابل بنام وای کرته (Vaekereta) منحیث هفتمین ولایت از ولایات شانزده گانه آریانا نام برده شده است. (۳۲۱۷) کلمه وای کرته به معنای باد خلق کرده میباشد. چنانچه امروز هم در کابل جریان بادهای سرد از جبهات شمال و غرب همیشه محسوس میباشد. به این ترتیب وای کرته نام کابل نه بلکه صفتی است که در اوستا به آن داده شده است. در نوشته های داریوش اول ۴۸۶ ۵۲۲ ق م) در نقش رستم و بیستون پارس که اولی در ۶۵ کیلومتری شمال شیراز و در چار کیلومتری شمال تخت جمشید و دومی در ۵۴۷ کیلومتری شاهراه همدان کرمانشاه واقع است ۱۶۶.۲۴۴.۲۵۹:۲۰) ، از کابل بنام گذاره (Gadara) یاد گردیده است. البته این کلمه نیز با نام اصلی کابل ارتباط زبان شناسی نداشته بلکه نام حوزه بزرگ جغرافیایی است که در جوار شهرهای چون تکسیلا، پشاور و بهند و غیره کابل را نیز شامل میباشد. در عصر هخامنشیان قرن پنجم قبل از میلاد گداره و هند به حیث یک ولایت شناخته میشد، که از پنجاب تا زایلی وسعت داشت در این وقت کابل جزء این ولایت بزرگ بود. بعدها آهسته آهسته سایر مناطق امروزی هند بنا بر نفوذ سیاسی و تجارتی مسلمانان تحت این نام آمد (۱۸:۱۷) خوشبختانه با سپری شدن ۲۵۰۰ سال از این کلمه تاریخی هنوز هم این نام را در سرزمین هرات و دره زیبای پنجشیر میباییم در ولایت هرات ولسوالی ای بنام گذره موجود است. بر طبق نوشته معین الدین احمد اسفزاری « در روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات این نام اصلاً گذاره و یکی از نه بلوک از توابع هرات بود. (۱۸۴) قاموس جغرافیای افغانستان نیز موجودیت کلمه گذاره را در هرات حوالی هزار سال پیش تایید میدارد ۳۴۱۱ علاوه بر آن در شرق قریه شصت واقع در شمال رخه پنجشیر قریه بنام گذاره موجود است که این نام تاریخی را هنوز هم زنده نگه داشت است. (۵۲۸) هرودوت که ۴۲۵-۴۸۴ ق م) اهل هلی کارناسوس و پدر تاریخ بود

۲۱۱۹۱) از کابل بنام کسپاتورس نام برده است. تذکر باید داد که این کلمه هم با نام اصلی کابل که کویها است هیچ ارتباط فلالوژیکی و زبان شناسی نداشته، بر عکس بنام منطقه پشاور بود. احتمال قوی میرود که هر د دوت کابل را با پشاور یکجا به این نام یاد کرده باشد چه قبل از هرودوت جغرافیه نگار مشهور دیگر یونانی بنام (Hecataeuo) Euphratas Strabo Pliny Ortospana Pliny Ortospanum urddhas thana Megasthenes نیز در حدود ۵۰۰ قبل از میلاد کسپاتورس را در گندهاره واقع دانسته بود که همین پشاور گندها را باشد. (۱۰:۲۶) یونانیان در قرن چهارم ق م وادی کابل را کوفن و دریای کابل را بنام کوفس یاد کرده اند کلمه کوفن یونانی در حقیقت همان کوبهای ویدی است که با کمی تغییر فونولوژیکی و تاثیر زبان یونانی به کوفن تبدیل شده است. چنانچه عده از نامهای جغرافیایی را مییابیم که در زبان یونانی حرف «ب» یا «پ» آن به «ف» تبدیل شده است مثلا؟ دریای پوراتو را در سر زمین عراق که در زبان یونانی شده است. (۹۴) در آثار و جغرافیه نویس شهیر قرن اول میلادی کابل به نام یاد شده است. در بعضی از یاد داشتهای از نیز تذکر رفته است. (۷۰۱۷) بر اساس گفته جنرال کنگهم انگلایسی این کلمه با کلمه سانسکریت خیلی شبیه است که معنی محل بلند را میدهد و آن بالاحصار کابل است که پیش از حملات مقدونیها پایتخت قدیم مملکت بود. (۱۷ ۸) به عقیده نگارنده احتمالاً جنرال کنگهم در این گفته خویش دچار اشتباه شده است زیرا کلمه اورتوس پانه متذکره در آثار پلنی و سترا بو بود در حقیقت شکل تغییر یافته همان کلمه سانسکریت اردها ستانا است که معنی جای بلند را افاده میکند. البته این نام از طریق نوشته های جغرافیه نگاران و مورخین یونانی در هند قید آثار ایشان شده و به اثر تحولات زبانی و تاثیر زبان ویدایی از اردها ستاتا محل بلند به اورتوس پانه تغییر شکل یافته است. یکی از این مؤرخین است که به حیث سفیر مقتدر سیلوکوس نیکاتور، شاه مقتدر یونانی شام به دربار چند را گویتا مور پادشاه بزرگ موریای هنا.

در قرن چارم قدم میزیست او کتابی در مورد هند نوشت که اکنون در دست نیست و سترا بوویلنی از آن استفاده نموده اند. (۴۲:۱۰، ناگفته نباید گذاشت که میگاس تاس سفری از نواحی غربی امپراطوری موریا تا به شهر پتالی یوترا یا پتنه امروزی به طول ۱۲۰۰ میل انجام داد. (۱۸ (۱۱۸) بطليموس Ptolemy عالم بزرگ جغرافیا که در رساله خویش ۸۰۰۰ محل جغرافیایی را تثبیت نموده است (۱۰۰:۲۲) در سال ۱۲۷ میلادی از کابل به نام kabura یا Karura و از ساکنین آن به نام Kabolita یار کرده است واقعاً این دانشمند متبحر جغرافیا در ضبط نامهای بلاد و اماکن جغرافیایی توجه زیادی داشت او بعد از گذشت صدها سال نام اصلی کابل را احیا نمود که با کلمه کوبهای ویدی و کابل فعلی از لحاظ زبان شناسی ارتباط منطقی و علمی دارد به نظر بطلیموس «کارورا و اورتوس پانه هر دو یک شهر است. همچنان بطليموس کارورا را به صفت بازلیوس یعنی شهر شاهی میخوانند. (۱۰: ۱۹۶) در تفسیر پهلوی اوستا وای کرته با کابل به شکل کاپول ترجمه گردیده است و بعدها در بندهشن به صفت دش سایک یعنی سایه بد از آن نام برده شده است. (۲۰۱۷) در جای دیگر از بندهشن ضمن توصیف دشت پیشانسه از کابلستان نام میبرد ، دشت پیشانه با پیشین در کابلستان است آشکارترین قله در کابلستان است.» (۸۵۸) دشت پیشانه یا پیشین دارای پنجاه کیلومتر پهنا و هشتاد کیلومتر درازا است. قسمتی از رود لورا که از طرف غربی آن میگذرد به اسم این دشت نامیده شده و در بلوچستان به دریاچه باتلاق آب ایستاده میریزد (۷۷۲) شد. آن كل امروز شهری بنام پیشین نیز در شرق قندهار و در پنجاه کیلومتری شمال کوته وجود دارد که این نام تاریخی را تا اکنون نگهداشته است .Xuan Zang زایر معروف چین در سال ۶۴۴ میلادی منطقه کابل را به نام – Hu Phi-na و شهر کابل بنام FO-Li-Shi – Sa Cang-na یاد کرده است. ۱۷ ۱۰) گذار کلمه هو فی نه در حقیقت همان کلمه کوفن یونانی است که با تغییر حرف ک به ه در زبان چینایی به هر فی نه تبدیل شده است و مراد هر دو همان کوبهای ویدی

است که نام اصیل کابل است Xuan zang Cabul از شهر کابل نیز نام برده است. مسلماً در این وقت شهر فعلی کابل وجود داشت که همین بالاحصار کنونی است. به این ترتیب کلمه کابل از قرن پنجم مسیحی به اینطرف در آثار و ماخذ مختلف و همچنان در دواوین و آثار شعرا و نویسنده گان به کثرت دیده میشود. چنانچه قدیمترین اثر جغرافیایی افغانستان به زبان دری که سال ۳۷۲ هجری یعنی ۱۰۲۰ سال قبل در جوزجان به رشته تحریر آمده است از کابل به عین املای فعلی اینطور نام برده است. کابل شهریست و او را حصاریست محکم و معروف به استواری و اندروی مسلمانانند و هندوان و اندروی بتخانه هاست و رای قنوج را ملک تمام نگردد تا زیارت این بتخانه نکند و لوای ملکش اینجا نبندند.» (۳۹۳:۱۶) شاهنامه فردوسی از مهمترین گنجینه های ادبی و حماسی کشور ما مقارن هزار سال قبل از کابل به کرات نام برده است. (۱۴: ۴۸) بد و گفت من رستم زابلی برون رفت مهراب کابل خدای زره پوش با خنجر کابلی روایات فورلکلوریک پیرامون وجه تسمیه کابل سوی خیمه زال زابل خدای روایات و گفته های زیادی به شکل قصه ها و افسانه ها در مورد کلمه کابل ارائه شده است که هیچ کدام آن مبنای علمی و جغرافیایی ندارد حتی این نظریه بعضی از مستشرقین که میگویند: «نام قدیم شهر کابل را کاپیلا یکی از شهزاده گان کنشگاه بر آن گذاشته است به نظر نگارنده فاقد محتوای علمی بوده، ارتباط زبان شناسی با کلمه کابل و کوبها ندارد و فقط یک قرینه سازی میباشد عده بی گویند که کابل به نام پسران نوح ( قابل و کابولا) یا (کابول) بر این شهر گذاشته شده است. این نظر نیز قابل تامل و اندیشه علمی بوده، هیچگاه قانع کننده نیست هر چند کلمه هنوز در زبان فرانسوی مورد استعمال داشته و عبارت از همین کابل فعلی است. یک داستان زیبای فورلکلوریک دیگر نیز پیرامون وجه تسمیه کابل در بین عوام

وجود دارد طوریکه میگویند: «زمانی شهر فعلی کابل مانند جزیره در بین آب قرار داشت و روزی یکی از شهزاده ها خواست بدان جزیره راه یابد بنابران جهت عبور وی مقادیر زیادی کاه بر آب ریختند تا پلی به وجود آمده و شهزاده بدان وسیله به جزیره وارد شد بعد از آن این منطقه نزد عوام به کاه پل شهرت پیدا کرد و با گذشت زمان به کابل تغییر شکل نمود اگر چه این داستان در مورد وجه تسمیه کابل مستدل نبوده. جنبه افسانوی دارد اما با آنهم بازگوی این حقیقت است که منطقه کابل تا این اواخر دارای آب زیاد در اطراف و نواحی خود بود که ما اکنون هم آثاری از باتلاقها و کول های این اعصار را به چشم دیده میتوانیم حتی چند دهه قبل هم کول حشمت خان، کول وزیر آباد و کول بینی نیزار دارای آب وافر بود. به هر صورت این مساله با تحقیقات جیولوژیکی نیز هم آهنگ میباشد ، چه کابل از حوزه های بسته محسوب شده و حتی در عصر Pleistocene نیز زیر آب قرار داشت با گذشت زمان آب حوزه کابل از مجرای ماهی پر به تنگی ابریشمین داخل شد (۱۰:۲۳) پلستوسین عصر اول دوره کواترنری Quaternary عهد سوم جیولوژی بوده از آن تا حال دو ملیون سال سپری شده است (۹۵۲۳) تجزیه و تحلیل کلمه کابل در این مورد کمتر پژوهش و مطالعه از لحاظ زبان شناسی تاریخی و شواهد جغرافیایی صورت گرفته است. آنچه تا حال به نظر نگارنده رسیده، دو نظریه است که پیرامون هر کدام بحث نموده و در اخیر نتیجه گیری به عمل میباید. نظریه اول توسط جنرال کنلگهم انگلیسی در سال ۱۸۷۱ میلادی در اثر معروفش به نام جغرافیای قدیم هند تحت عنوان «کوفن یا کابل انعکاس یافته است. نظریه Cunningham خیلی به حقیقت نزدیک است چه او به کلمه کوفن از لحاظ تاریخی قدامت بیشتر قایل بوده و آنرا به عصر ویدی نسبت میدهد به قرار گفته وی کلمه کوبها یک کلمه غیر آریایی بوده و قبل از اشغال ارین ها (حوالی ۲۵۰۰ ق م) بر دریایفعلی کابل اطلاق میشده است به اساس نظر کنگهم کلمه (Ku)

منشاء اسکایی دارد و معنی آن آب است. مثال های دیگر از کلمه قدیم آب را در زبان آسوری به شکل (eu) Eulaeu Su) Aqsu laeus Euphrates Kizisu Ku) Kubha در نام های در ترکی به شکل (در نام دریاهای و و میتوان ملاحظه کرد. (۷۳۰:۱۷) این تحقیقات کننگهم در خصوص کلمه کابل با وجود اشتباهات، ممکن روشنی زیادی بر حل قضیه بیندازد. اشتباه جنرال کننگهم ممکن در آن باشد که او منشاء کلمه (را در کلمه که در سرودهای ویدی آمده است، اسکابی میداند در حالیکه زبان اسکایی که شاخه از قبایل سیتی باند خیلی ها بعد تر از ورود آرین ها به افغانستان و مهاجرت ایشان به هند در این سرزمین رواج پیدا کرده است. (۱۰۸:۱۱) ساکها در نیمه دوم و اوایل قرن اول قبل از میلاد بر قسمت های شمال غربی هند دست یافتند اما سرودهای ویدی در این نواحی و قسمتهای مختلف کابل صدها سال قبل تر از ورود اسکایی ها سروده شده است گذشته از این جنرال کننگهم در قسمت دوم کلمه كوبها (بها) سکوت اختیار نموده اظهار نظری نکرده است که به نظر نگارنده بخش مهم قضیه میباشد. نظریه دومی در خصوص وجه تسمیه (ل) آخر از ادات ظرفی به شمار میرود که در زبانهای آریایی در آخر نامهای بعضی از بلاد و اماکن تاریخی دیده میشود و به این نتیجه میرسیم که کلمات کاوه – کو – کاوه همه به معنی بزرگ آمده و ریشه آن در کتاب ویدا کوی یا کاوی میباشد که معنای دانا، پیشوا و رهبر را میرساند، مثلا کوی کواتا کیقباد کاوه هوسرا و یا کیخسرو (۳۷۳۹) همچنان در قسمت کوبها نیز اظهار نظر شده است که در اول نام کوبها همان کلمه اکو – کاوه محفوظ است به این ترتیب کلمه کابل را به جایگاه کاویان و دانایان و سروران ترجمه می کنند. (۳۷۴۹) نگارنده با در نظر داشت نظریات فوق جهت غور و مداقه و بالاخره مناقشه بیشتر، این نظریه را در زمینه ارائه میداردقسمت اول کلمه کوبها که عبارت از (

Ku) است به طور واضح معنی آب را دارد. مثال های زیادی را میتوان ارائه کرد که در عین سرودها با کلمه کوبها همردیف آمده است، مثلا کونهار معاون ساحل چپ سند ، کورومو (کرم)، گومانی (گومل) و کونر از طرف دیگر در تفسیر پهلوی اوستا نام قدیمتر کابل به شکل کا پول آمده است. هرگاه طبق نظریه فوق کلمه کاپول را تجزیه کنیم کاپو – ل) میشود. در این صورت اگر قبول نماییم که «ل» آخر از ادات ظرفی است، پس کلمه «کاپو» دور از مفهوم میماند ، که نه ریشه اوستایی دارد و نه ریشه پهلوی از جانب دیگر همه دانشمندان و زبان شناسان متفق الرای اند که کابل با کوبها رابطه مستقیم چه از لحاظ معنی و چه از لحاظ ساختمان کلمات دارد. در این صورت هرگاه حرف اخیر کابل از ادات ظرفی بوده و معنای جای را میدهد پس این حرف که جز اصلی کلمه است چرا در کوبها وجود ندارد؟

 

نتیجه گیری کلمه کابل شکل تحول یافته اصیل کوبها است کوبها در سرودهای ویدی مقارن ۳۵۰۰ سال قبل از امروز به کرات ذکر شده است در طی این مدت طولانی نام این سرزمین وارد زبان ها و ملیتها گردید و در هر دوره بنا بر اقتضای وقت و سیر تطور زبانی به الفاظ گوناگون ثبت گردیده است. یونانیان آن را کوفن و چینایی ها هوفی نه و زردشتیان کاپول خوانده اند. گاهی کابل به صفاتی چون «وای کرته یا باد خلق کرده در اوستا، اورتوس پانه محل بلند در آثار سترایروپلینی و دش سایک سایه بد) در آثار پهلوی ساسانی یاد شده است به نظر نگارنده آخرین تحولی که زبان عربی بر آن وارد آورده است که حرف (پ) کابل را به (ب) تبدیل نمود هرگاه کلمه کوبها تجزیه شود. کلمه (کو) به معنی آب و (بها) نام سرزمین موجود کابل است کلمه (Ku) با احتمال بسیار قوی یا آریایی قدیم است و یا غیر آریایی و زبان مردمان بومی و ساکن حوزه کابل قبل از مهاجرت آرین ها چه هزارها سال قبل از مهاجرت آرین ها ، جوامع انسانی در د افغانستان وجود داشت آثار زندگی در افغانستان تا ۵۰۰۰ سال قبل در مغاره قره کمر به مشاهده میرسد. احتمال دارد این نام را آرین ها از بومیان کابل گرفته بعد در سرود ها ذکر کرده باشند زیرا کلمه (Ku) Sind Hind Hu Hunza Hu Sindhu Hindhu Ku) H) su) eu Ho se هیچ شباهتی به کلمه سانسکرت و اوستایی که همه به معنی آب است ندارد. بر خلاف با کلماتی دیگر چون به معنی آب نیز نزدیک تر می آید، چون در جنوب پامیر حتی تصور میشود که نام قدیمتر دریای سند هم باشد، چنانچه در سرودها همیشه دریای سند به نام و در اوستا ذکر شده است. اگر کلمه هو ضم كلمات سند و هند بود پس چرا در کلمه هند مند که نام قدیم دریای امروزی هیرمند است، همین کلمه (به معنی آب سابقه بسیار قدیمی داشته و در زبانهای دیگر نیز کلمات نسبتاً شبیه به آن معنای آب دارد، مانند کلمه (در تبتی کلمه (در ترکی، کلمه در آسوری کلمه در چینایی کلمه در کمبودیایی و ۷ در دنمارکی (۴۱۶:۱۸)

 

منابع و مآخذ:

-۱ اسفزاری، معین الدین محمد زمچی روضات الجنات في أوصاف مدينة هرات حواشی و تعلیقات سید محمد کاظم امام تهران دانشگاه تهران، ۱۳۳۸ ۲ انجمن آریانا دایرة المعارف، جلد ششم کابل ۱۳۴۸ انجمن آریانا دایره المعارف قاموس جغرافیایی افغانستان، جلد سوم، کابل ۱۳۲۹ ۴ بهمنش، احمد تاریخ ملل قدیم آسیای غربی تهران انتشارات دانشگاه ۱۳۴۳ – پنجشیری عزیز احمد جغرافیایی بشری پنجشیر اثر علمی پوهنیاری پوهنخی ادبیات و علوم بشری پوهنتون کابل ۱۳۵۵ پنجشیری عزیز احمد جغرافیایی تاریخی افغانستان کابل انتشاران پوهنتون کابل ۱۳۶۵ – پور داود، پشت ها جلد اول تهران انتشارات دانشگاه ۱۳۴۷ – تفضلی احمد مینوی خرد تهران انتشارات بنیاد فرهنگ ایران ۱۳۴۷ حبیبی، عبدالحی پنجاه مقاله کابل مرکز علوم اجتماعی ۱۳۶۲ ۱۰ – حبیبی، عبدالحی تاریخ معاصر افغانستان جلد اول، کابل موسسه چاپ کتب ۱۳۴۶ ۱۱ – دوست دوست محمد د افغانستان ژبی او توکمونه کابل پشتو ټولنه ۱۳۵۴ ۱۲ – صدقی، محمد عثمان، نگاهی بر کابلشاهان کابل وزارت اطلاعات و کلتور ۱۳۵۷ ۱۳ – عارض، غلام جیلانی جغرافیای طبیعی افغانستان، انتشارات پوهنتون کابل ۱۳۶۰ ۱۴ – کهزاد ، احمد علی افغانستان در شاهنامه کابل موسسه چاپ کتب بیهقی

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بستن
رفتن به نوار ابزار