سیما های روشن
سید داوود حسینی

سید داوود حسینی
سید محمد داوود حسینی در ۱۲ اسد سال ۱۲۷۶ هجری خورشیدی در غرب کابل، در خانوادهای اهل علم، عرفان و فرهنگ دیده به جهان گشود. وی از سلسله سادات بخاری و از نوادگان خاندان مشهور مخدوم جهانیان بود و نسبش با چندین واسطه به امام علی النقی میرسد. محیط علمی و معنوی خانواده، بهویژه پدرش سید محمد اسماعیل حسینی «ذبیح»، نقش مهمی در شکلگیری شخصیت علمی و هنری او داشت.
حسینی آموزشهای نخستین خوشنویسی را نزد پدر خویش آغاز کرد و سپس از محضر استادان نامداری همچون سید عطا محمد شاه حسینی قندهاری بهره برد. او علاوه بر تحصیل در مکتب حبیبیه و دارالمعلمین، علوم دینی، ادبی و سنتی را نزد دانشمندان عصر فراگرفت و به زودی در خطوط نستعلیق، شکسته، نسخ، ثلث و کوفی به مهارتی کمنظیر دست یافت.
جایگاه او در هنر خوشنویسی چنان والا بود که پژوهشگران و ادیبان معاصر، وی را احیاگر سنتهای درخشان خوشنویسی اسلامی در افغانستان دانستهاند. توانایی شگفتانگیز او در ریزنویسی به حدی بود که سورههای قرآن کریم را بر یک دانه برنج مینوشت و این آثار به عنوان نمونههای هنری افغانستان به کشورهای مختلف جهان فرستاده میشد. کتیبههای بسیاری از بناهای تاریخی افغانستان، از جمله طاق ظفر پغمان، منارهای یادبود استقلال، سنگنوشتههای آرامگاههای مشاهیر و دهها اثر تاریخی دیگر، به قلم او نگاشته شدهاند.
استاد حسینی در عرصه فرهنگ و معارف نیز خدمات بزرگی انجام داد. او با نشریات پیشگامی چون سراج الاخبار و امان افغان همکاری داشت و سالها به تدریس خط و ادبیات فارسی در مکاتب و دانشگاههای کشور پرداخت. همچنین در دانشکدههای ادبیات و حقوق دانشگاه کابل تدریس کرد و در دورههای دوازدهم و سیزدهم شورای ملی افغانستان به عنوان سناتور خدمت نمود. بعدها نیز به عنوان مشاور فرهنگی و مصاحب مخصوص محمد ظاهر شاه ایفای وظیفه کرد.
در کنار هنر خوشنویسی، استاد حسینی شاعر توانا نیز بود. وی تحت تأثیر سبکهای شعری حافظ شیرازی، صائب تبریزی و عبدالقادر بیدل شعر میسرود و دیوانی مشتمل بر غزل، قصیده، رباعی، قطعه و مخمس از خود به یادگار گذاشت. هرچند این دیوان تاکنون به چاپ نرسیده است، اما نام او در میان شاعران صاحبذوق و اندیشه افغانستان جایگاه ویژهای دارد.
سرانجام این استاد فرهیخته در ۱۷ جدی ۱۳۵۷ هجری خورشیدی بر اثر سکته قلبی در کابل درگذشت و در جوار زیارت بابای خودی به خاک سپرده شد. میراث علمی، ادبی و هنری او همچنان الهامبخش نسلهای بعدی هنرمندان و پژوهشگران افغانستان است و نامش به عنوان یکی از ستونهای فرهنگ و هنر معاصر کشور با احترام و افتخار یاد میشود. شعری از وی:
دوش یک رند خراباتی ابریق به دوش
مست گردیده ز خود رفته دماغش پرجوش
گفت حرفی به تو گویم شنو و پند بگیر
راه حق گیر و گهی دین تو به دنیا مفروش
در خرابات ببین کاهل خرد بی هوشند
همه از باده حق مست و خمار و مدهوش
سخن پیر مغان چون دُر و گوهر باشد
پند گیر و سخنش را بکن آویزه به گوش
گر تو خواهی که به عرفان و حقیقت برسی
جرعه ای را تو ز جام می توحید بنوش
زاهد و مطرب و ساقی همه جویای ویند
راز حق را چو ندانی تو همی باش خموش
واعظ این نکته و الفاظ و سخن دانی چند
خرقه علم و عمل مجد و کرامت می پوش
صوفی ار باده و گر بنگ خوری مختاری
هر چه خواهی بکن و جامه تذویر مپوش
جام نوش از کف اعداء بودت زهر ز نیش
جام زهر از کف احباب گواراست بنوش
قمری و فاخته و بلبل شیدا به چمن
حمد او جمله بگویند به صد جوش و خروش
چونکه شمعی نکنی منع تو پروانه ز نور
چون تو ساقی شده ای جرعه بنوشان و بنوش
التماسی که “حسینی”ز تو در دل دارد
بر مزارش گذری آر و بسازش گلپوش



