شعر
یک مشاعره اتفاقی میان دو شاعر: داکترشفیقه دیباج یارقین و سلینا آزاده

یک مشاعره اتفاقی میان دو شاعر: داکترشفیقه دیباج یارقین و سلینا آزاده
سلینا آزاده این دو بیتی را نوشته :
حلول واژه های ناب باشی
لطافت های جنس آب باشی
توتصویری که بردیوار قلبم
نشسته در دل یک قاب باشی
پاسخ داکتر یارقین:
مرا از واژه های ناب پر کن
وچشمان مرا از خواب پر کن
شب است و دردسنگین جدایی
بیا و جانم از مهتاب پرکن
سلینا دوباره جواب داد:
جواب و استناد و هر دلیلی
برای گفته های خود وکیلی
چنان پیچیده ای در عمق معنا
سراپا شعر های بی بدیلی
یارقین :
تو که حاضر جواب و خوش کلامی
تو آغازسحر، پایانی شامی
بریز از شعر های ناب نابت
شرابی و بده ای دوست جامی
سلینا :
شدم زیر و زبر با هر حجابت
طراوت های دریا در صدایت
ببوسم خوشه چین مصرع عشق
شراب و شعر تر در واژه هایت



